روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٤٣ - ترجمه
و بود او را مالى [١]،گفت برادرش [٢]را و او مناظره مىكرد با او:من بيشترم از تو به خواسته [٣]و عزيزتر به گروه.
[١٦١-ر] در- شد در بستانش و او ظالم خود بود،گفت:نپندارم كه هلاك شود اين هرگز.
و نپندارم كه قيامت برخيزد و و اگر مرا بازبرند با خدايم يابم بهتر از آن بازگشتنگاه [٤].
گفت او را رفيقش [٥]و او مناظره مىكرد با او كافر شدى [٦]به آنكه بيافريد تو را از خاك پس از آب [٧]،پس راست كرد تو را مردى؟ لكن مرا او خداى پروردگار شرك نيارم به او كسى را [٨].
چرا چون در بستانت شوى بگو [٩]آنچه خداى خواهد قوّت نيست الّا به خداى.اگر مىبينى تو مرا كمتر از تو به مال و فرزندان [١٠].
باشد كه خداى بدهد مرا بهتر از بستان تو و بفرستد برآن عذابى از آسمان در روز آيد خاكى [١١]نرم شود.
يا در روز آيد آب او به زمين فروشده نتوانى تو او را طلب كردن.
[١] .قم:ميوهها،بقيۀ نسخه بدلها:ميوه.
[٢] .آط،آب،آج،لب:رفيق.
[٣] .آط،آب،آج،لب:مال.
[٤] .قم:بازگشتن جاى.
[٥] .مل:برادرش.
[٦] .اساس:شد،به قياس با نسخه بدلها تصحيح شد.
[٧] .آج،لب:نطفه.
[٨] .قم:لكن من او خداى است پروردگار من و شرك نيارم به خدايم يكى را.
[٩] .آط،آب،آج،لب:گفتى.
[١٠] .قم:فرزند.
[١١] .آط،آب،آج،لب:خاك.