روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٤٠ - ترجمه
دوّم ابهام،و اين قول قتاده است،گفت:و دليل [١]صحّت اين،قرائت عبد اللّه مسعود است كه خواند:فقالوا و لبثوا [٢].و مطر الورّاق گفت:اين جايگاه قول جهودان است.
خداى بر ايشان رد كرد،بقوله: قُلِ اللّٰهُ أَعْلَمُ بِمٰا لَبِثُوا .ديگر مفسّران گفتند:اين كلام خداست-جلّ جلاله-و خبر است از مدّت مقام ايشان در غار اين مقدار.امّا قوله: قُلِ اللّٰهُ أَعْلَمُ بِمٰا لَبِثُوا ،براى آن گفت كه جهودان در عهد رسول گفتند:از آنگه كه ايشان در غار شدند،الى يومنا هذا،سيصد و نه سال است.خداى تعالى گفت:شما را به اين علمى نيست،من دانم كه ايشان چه مقدار آنجا بودند،و اين كه شما گفتى خود مدّت مقام ايشان است در غار.حمزه و كسائى خواندند:ثلاثمائة سنين،به اضافت.و باقى قرّاء به تنوين.امّا آنان كه به تنوين خواندند،گفتند: ثَلاٰثَ مِائَةٍ ، نصب بر ظرف [٣]است،و سِنِينَ ،بدل است از او.و بعضى دگر گفتند:در كلام تقديم و تأخيرى هست و آن،آن است كه:و لبثوا فى كهفهم سنين ثلاثمائة چنان كه صمت ايّاما خمسة و سرت سنين عشرة.و گفتند:«سنين»تمييز است ازآنجا كه كلام محتمل بود،ايّام و شهور و سنين را تمييز [٤]كرد به سنين.و اين وجه ضعيف است براى آنكه،آنچه ما بعد«مائة»،باشد و بالاى آن از عقود به اضافت گويند و مميّز مفرد،چنان كه ثلاثمائة سنة.وجهى دگر گفتند،و آن آن است كه:على جواب السّائل آمد،اين،كأنّه لمّا قال:ثلاثمائة سأل سائل.و قال:هذا العدد من الايّام او الشّهور او السّنين،فقال:سنين،و مثله قوله: يُسَبِّحُ لَهُ فِيهٰا بِالْغُدُوِّ وَ الْآصٰالِ، رِجٰالٌ... [٥]،على قراءة من قرأ بالفعل المجهول،كانّه لمّا قال يسبّح فقال[١٦٠-پ]قائل من ذلك المسبّح،فقال رجال.امّا بر قرائت آنان كه به اضافت خواندند،ابن خالويه گفت:اين قرائت ضعيف است ازآنجا كه مميّز مفرد بايست.و ابو علىّ الفارسىّ گفت:اين هم [٦]آمده است كه اضافت تمييز [٧]با جمع كنند،چنان كه گفت:
[١] .همۀ نسخه بدلها:+بر.
[٢] .آط،آج،لب:فقالوا او لبثوا.
[٣] .آط،آب،آز،آج،لب:تميز.
[٤] .قم:متميّز.
[٥] .سورۀ نور(٢٤)آيۀ ٣٦ و ٣٧.
[٦] .اساس:همه،به قياس نسخۀ قم و اتفاق جميع نسخ،تصحيح شد.
[٧] .اساس:سنين،به قياس نسخۀ آط،تصحيح شد.