روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٣٧ - ترجمه
مراد آن است كه:مجادله مكن الّا به حجّت.و در آيت دليل است بر آنكه مجادله به حق روا بود،به باطل روا نبود. وَ لاٰ تَسْتَفْتِ فِيهِمْ مِنْهُمْ أَحَداً ،و فتوى مپرس در حقّ ايشان از هيچكس.
گفتند:سبب نزول آيت آن بود كه:مشركان رسول را گفتند:ما را خبر ده از اصحاب الكهف.رسول-عليه السّلام-گفت:فردا خبر دهم شما را،و نگفت:
انشاءاللّه.جبريل بر دگر روز نيامد،و تا چند روز برآمدن [١]جبريل نيامد،و ايشان پيغامبر را-عليه السّلام-طعن مىزدند.او خواست تا از بعضى اهل كتاب بپرسد كه:
در كتاب چه يافتى در حديث اصحاب الكهف؟جبريل آمد و قصّۀ ايشان با رسول گفت.و او را نهى كرد ازآنكه از كسى فتوى پرسد.
و قوله: وَ لاٰ تَقُولَنَّ لِشَيْءٍ إِنِّي فٰاعِلٌ ذٰلِكَ غَداً إِلاّٰ أَنْ يَشٰاءَ اللّٰهُ ،آنگه رسول را ادب آموخت و آنچه مندوب اليه است گفت:مگو كه من فردا كارى كنم الّا آنگه كه بگوى:انشاءاللّه.بدان كه ظاهر اين لفظ نهى است و مراد امر بر سبيل ندب، براى آنكه به اجماع اگر كسى گويد:من فردا فلان كار كنم و نگويد،انشاءاللّه، به اتفاق ارتكاب محظورى نكرده باشد،و انّما مأمور به رها كرده باشد.و برآن جمله كه گفتيم فى قوله: وَ لاٰ تَقْرَبٰا هٰذِهِ الشَّجَرَةَ... [٢]،آنگه در معنى آيت خلاف كردند.فرّاء گفت:معنى آن است كه مگو كه من چيزى خواهم كردن فردا،الّا آنچه خداى خواهد و خدا نخواهد الّا طاعت.پس معنى آن است كه عزم نيّت جز [٣]بر طاعت مصمّم مكن،و مگو كه:من فردا كارى خواهم كردن الّا طاعت،تا مردمان به تو اقتدا كنند،و اين وجهى لطيف است كه آيت با او بر ظاهر خود بماند و بر او هيچ سؤال [٤]نيايد مجبّره را.
وجهى ديگر اين گفتند كه:در آيت محذوفى هست و آن،آن است كه:
وَ لاٰ تَقُولَنَّ لِشَيْءٍ إِنِّي فٰاعِلٌ ذٰلِكَ غَداً ،الّا ان تقول ان شاء اللّه.و عرب اضمار قول بسيار كنند،چنان كه نظاير او برفت در بسيار جايها.وجهى ديگر آن است كه ابو على
[١] .قم:برآمد.
[٢] .سورۀ بقره(٢)آيۀ ٣٥.
[٣] .آج،لب:جزم.
[٤] .آط،آب،آز،آج،لب:+نبود و.