روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٣٣ - ترجمه
من گفتم:تو را بر ايشان سبيل نيست كه آنكس را كه به [١]از تو بود،گفتند:
لَوِ اطَّلَعْتَ عَلَيْهِمْ لَوَلَّيْتَ مِنْهُمْ فِرٰاراً وَ لَمُلِئْتَ مِنْهُمْ رُعْباً .معاويه گفت:من بنروم از اين جا تا احوال ايشان بندانم.آنگه قومى را بفرستاد،گفت:بروى و بنگرى و خبرى با ما دهى.برفتند چون پاى در در غار نهادند،خداى تعالى بادى بفرستاد كه همه را بيرون [٢]كرد ازآنجا.
قوله: وَ كَذٰلِكَ بَعَثْنٰاهُمْ ،و همچونين [٣]از خواب بركرديم [٤]ايشان را،يعنى همچنان كه ايشان را در غار برديم و بخوابانيديم و به ترس ايشان را ممنوع كرديم، همچونين [٥]ايشان را از خواب بيدار كرديم تا يكديگر را بپرسند. قٰالَ قٰائِلٌ مِنْهُمْ ، گفت گويندهاى از ايشان-و آن مهتر ايشان بود-مكسلمينا: كَمْ لَبِثْتُمْ ،چند گاه است تا شما اين جا مقام كردهاى؟گفتند:روزى يا بهرى از روزى.گفتند: رَبُّكُمْ أَعْلَمُ بِمٰا لَبِثْتُمْ ،خداى شما عالمتر است به مدّت مقام شما.«ما»،مصدرى است، اى بلبثكم [٦]،و المعنى بمدّة لبثكم چون گفتند: يَوْماً ،روزى،بر نگريدند هنوز آفتاب مانده بود،گفتند: أَوْ بَعْضَ يَوْمٍ ،يا بهرى از روزى تا دروغ نباشد [٧].آنگه مهتر ايشان گفت: فَابْعَثُوا أَحَدَكُمْ بِوَرِقِكُمْ ،يكى را از شما بفرستى با اين درمها كه دارى.
گفتند:«ورق»،درم باشد زده و مهر [٨]نهاده،و گفتند:سيم باشد زده و نازده را «ورق»خوانند.و قرّاء در اين لفظ خلاف كردند،ابو عمرو و حمزه و خلف و ابو بكر عن عاصم خواندند:بورقكم،به فتح«واو»و سكون«را»و ابو عمرو،ادغام كرد «قاف»را در«كاف»،لقرب المخرج،بورقكم [٩]،و باقى قرّاء به فتح«واو»و كسر «را».در او چهار لغت است:ورق،و ورق،و ورق،و ورق،ايضا:و الورق،ورق الشّجر لا غير.و قيل:الورق،المال من الابل،قال:
و اغفر خطاياى و ثمّر ورقى
اى مالى،و قال:
كانّ ايديهنّ بالقاع القرق
ايدى جوار يتعاطين الورق
[١] .آط،آب،آز،آج،لب:بهتر.
[٢] .همۀ نسخه بدلها،بجز قم و مل:برون.
[٥] [٣] .همۀ نسخه بدلها:همچنين.
[٤] .همۀ نسخه بدلها،بجز قم و مل:برانگيختيم.
[٦] .همۀ نسخه بدلها،بجز قم و مل:يلبثكم.
[٧] .قم:دروغزن نباشند.
[٨] .مل+بر او.
[٩] .كذا در همۀ نسخهها.