روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٣٠ - ترجمه
گريزى و با آنجا شوى تا خداى تعالى رحمت خود بر شما نشر كند و برافلاجد [١].و نشر،پراگندن باشد،و نشر خلاف طى باشد،و جزم او به جواب امر است و«من» روا بود كه تبعيض بود و روا بود كه تبيين بود. وَ يُهَيِّئْ لَكُمْ مِنْ أَمْرِكُمْ مِرْفَقاً ،و ببجارد [٢]براى شما از كارتان روزيى حلال.و«مرفق»،هر چيزى باشد كه به آن انتفاع برگيرند.و در او لغت است:مرفق [٣]و مرفق.و بعضى گفتند:مرفق مصدر باشد،و مرفق آلة الارتفاق.
ابن عامر و اهل مدينه و ابو بكر خواندند:مرفقا به فتح«ميم»و كسر«فا»،و باقى قرّاء به كسر«ميم»و فتح«فا». قوله:
وَ تَرَى الشَّمْسَ ،اكنون خطاب مىكند با رسول،مىگويد:اى محمّد!تو آفتاب بينى در وقت برآمدن. تَزٰاوَرُ ،اى تتزاور،اى،تتمايل كه هاگرديدى [٤]از غار ايشان به جانب دست راست.و ابن عامر و يعقوب خواندند:تزور،على وزن تحمرّ،من الازو[ر] [٥]رو هو الميل و العدول.و باقى قرّاء،«تزاور»،به حذف«تا»ى تفاعل، استثقالا لاجتماع التّاءين. وَ إِذٰا غَرَبَتْ ،و چون آفتاب فروخواستى شدن،يعنى بعد الزّوال تَقْرِضُهُمْ ،بگذشتى از ايشان به جانب دست چپ.و اصل«قرض»،قطع بود،و قوله: ذٰاتَ الْيَمِينِ وَ ذٰاتَ الشِّمٰالِ ،صفت موصوفى محذوف است،اى جهة ذات اليمين و جهة ذات الشّمال. وَ هُمْ فِي فَجْوَةٍ مِنْهُ ،و ايشان در متّسعى [٦]و فراخى بودند از غار،و جمعه:فجوات و فجا [٧].حقتعالى در اين آيت وصف آن كرد كه ما ايشان را در آن غار از گرماى آفتاب نگاه مىداشتيم تا ايشان را نرنجاند و گونۀ روى ايشان بنگرداند و جامۀ ايشان كهنه نشود،چه به بامداد و شبانگاه آفتاب از ايشان مىبگردانيد.آنگه گفت:ايشان در غارى فراخ بودند كه باد در او جستى و نسيم بر ايشان آمدى تا هوا عفن نشدى كه ايشان را از آن رنجى رسيدى.[١٥٨-ر] ذٰلِكَ مِنْ آيٰاتِ اللّٰهِ ،آن از آيات و علامات و عجايبى است كه خداى تعالى به خلقان نمود تا دليل صنع لطيف او باشد،و آنكه كمال علم و قدرت و حكمت او راست.
[١] .قم:برافراجد.
[٢] .آز:بيجارد.
[٣] .آب،آز:مرفق.
[٤] .آط،آب،آز:فراگرديدى،آج،لب:فردا گرديدى.
[٥] .اساس:ندارد،از قم،افزوده شد.
[٦] .آج،لب:مستسعى.
[٧] .آج،لب:فجاة.