روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٠٣ - ترجمه
عمرو بن [١]شعيب روايت كرد،عن ابيه عن جدّه كه:رسول-صلّى اللّه عليه و على آله-چون كودكى از فرزندان عبد المطّلب چنان شدى كه سخن توانستى گفتن،او را اين آيت بياموختى.عبد الحميد بن واصل گفت:هركه او آخر بنى اسرايل بخواند، خداى تعالى او را از ثواب چندانى بنويسد كه آسمان و زمين و كوهها پر شود به آن، براى آنكه خداى تعالى گفت: تَكٰادُ السَّمٰاوٰاتُ يَتَفَطَّرْنَ مِنْهُ وَ تَنْشَقُّ الْأَرْضُ وَ تَخِرُّ الْجِبٰالُ هَدًّا، أَنْ دَعَوْا لِلرَّحْمٰنِ وَلَداً [٢]،چون از گفت اين كلمت [٣]كه اتّخاذ ولد است نزديك آن بود كه اين چيزها از آسمانها و زمينها و كوهها شكافته گردد از عكس او آبادان شود و بر جاى بماند [٤]،پس ثواب خداوندش،به مقدار آن بود.اگر گويند:
چرا خداى را حمد بايد كردن بر آنكه او فرزند نگيرد،و او را شريك نباشد؟ گوييم:از اين دو جواب است،يكى آنكه،بر قول آنان كه فرق كردند ميان شكر و حمد،اين [٥]لازم نيست،براى آنكه ايشان گفتند،عرب گويد:حمدته على فصاحته و شجاعته و شكرته على نعمته،و تفسير حمد به اين كردند كه:الحمد رضا فعل الغير،پس حمد بر خصال نكو باشد،و شكر بر نعمت.و جواب ديگر آن است كه:حمد نه بر اين چيزهاست،بل اين چيزها صفت خداى است كه او مستحقّ حمد و شكر است به نعمتهايى كه كرد،چنان كه يكى از ما گويد:[١٥١-پ]حمدت فلانا [٦]،الطّويل الجميل،من فلان را حمد كردم كه او طويل و جميل است،شكر بر نعمت باشد نه بر طول و جمال.جواب ديگر آن است كه:اگر فرزند داشتى خير و نعمت همه براى او خواستى دون ما و جوابهاى اوّل بهتر است.
[١] .مل،آج،لب:عمر بن.
[٢] .سورۀ مريم(١٩)آيات ٩٠ و ٩١.
[٣] .آج،لب:كليمه.
[٤] .آب،آز:نماند.
[٥] .قم:آن.
[٦] .آج:فلان.