روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٠١ - ترجمه
رسول آواز نرم كرد،چنان كه صحابه نيز نمىشنيدند.خداى تعالى اين آيت فرستاد، گفت: وَ لاٰ تَجْهَرْ بِصَلاٰتِكَ ،به نماز جهر مكن و آواز برمدار،جهرى كه مشركان بشوند و طعنه زنند،و اخفات مكن،اخفاتى كه ياران تو نشنود،و ميان اين و آن طريقى بجوى.
سعيد جبير گفت:پيغامبر در مسجد الحرام نماز كردى،آواز برداشتى به قرائت [١].مشركان گفتند:به قرائت آواز برمدار كه خدايان ما را رنج است از آواز تو و الّا ما خداى تو را هجو كنيم،اين آيت آمد.مقاتل گفت:رسول-عليه السّلام-در سراى ابو سفيان بن حرب نماز مىكرد به نزديك صفا و آواز به قرائت برداشته [٢]،ابو جهل بگذشت[١٥١-ر]و گفت:دروغ مگو بر خداى.رسول آواز نرم كرد.او بيامد [٣]مشركان را گفت:من محمّد را از قرائت منع كردم،خداى اين آيت فرستاد.ابن سيرين گفت:آيت در حقّ دو صحابى آمد كه يكى قرائت نماز سخت نرم خواندى، گفتى:اناجى ربّى،من با خداى مناجات مىكنم،چه حاجت است به رفع صوت و ديگرى نماز كردى و در جهر اسراف كردى،گفتى تا شيطان برمد و خفته بيدار شود، اين آيت آمد.رسول هر دو را گفت:طلب واسطه كنى از ميان اين هر دو كار [٤].
عائشه گفت:آيت در قومى اعراب آمد كه در تشهّد جهر بىقاعده مىكردند.
حسن گفت:معنى آن است كه،ريا مكن به نمازت در علانيه،و نيز پوشيده مدار چنان كه كس نداند.
عبد اللّه عبّاس گفت:نماز به ريا مكن،و براى ترس مردمان رها مكن.
ابن زيد گفت:اهل كتاب را عادت آن بود كه،در نماز اخفات كردندى،آنگه در ميانه به حرفى آواز برداشتندى،هركس كه آن بشنيدى به آن حرف آواز برداشتى، خداى تعالى نهى كرد رسول را ازآنكه چنان كند كه ايشان [٥].
نخعى و مجاهد و مكحول گفتند:اين در دعا بود،و مراد به صلات دعاست.
محمّد بن جرير گفت:محتمل است كه جهر [٦]در نماز روز است و اخفات در نماز
[١] .آب،آز،آج:لب:قرآن.
[٢] .آط،آب،آج،لب+بود.
[٣] .آج،لب+و.
[٤] .آط،آب،آز،آج،لب+اين و آن.
[٥] .قم+كردند.
[٦] .قم،آط،آب،آز:نهى از جهر،آج،لب:نهى از در جهر.