روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٩٩ - ترجمه
چنان كه گفت: وَ الْقَمَرَ قَدَّرْنٰاهُ مَنٰازِلَ... [١]،عبد اللّه عبّاس مشدّد خواند [٢]،عبد اللّه عبّاس گفت:فصّلناه،بعضى دگر گفتند:بيّنّاه.حسن گفت:فرّق اللّه به بين الحقّ و الباطل. لِتَقْرَأَهُ عَلَى النّٰاسِ عَلىٰ مُكْثٍ ،تا تو بر مردمان مىخوانى به تأنّى و نهادگى در بيست و سه سال. وَ نَزَّلْنٰاهُ تَنْزِيلاً ،و فروفرستاديم آن را[١٥٠-پ]فروفرستادنى .
قُلْ آمِنُوا بِهِ أَوْ لاٰ تُؤْمِنُوا ،آنگه گفت:بگو اى محمّد اين كافران را كه:اگر شما ايمان آرى به اين قرآن يا نيارى، إِنَّ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ مِنْ قَبْلِهِ ،آنان را كه علم دادند ايشان را پيش از اين و پيش از نزول قرآن،و آن مؤمنان اهل كتابند،چون عبد اللّه سلام و اصحابش. إِذٰا يُتْلىٰ عَلَيْهِمْ ،چون اين قرآن بر ايشان خوانند،به روى درآيند به سجده [٣]،بر سبيل تواضع و تذلّل.عبد اللّه عبّاس گفت:مراد به«اذقان»،وجوه است،رويها.و بعضى دگر گفتند:تخصيص«اذقان»،براى آن كرد كه آن جاى محاسن بود و عزّت مردان [٤]در او بود،و آن را كه در كسى غاية تواضع كند [٥]،او را گويند:محاسن [٦]پيش او در خاك مىمالد.
وَ يَقُولُونَ ،مىگويند: سُبْحٰانَ رَبِّنٰا ،منزّه است خداى ما، إِنْ كٰانَ وَعْدُ رَبِّنٰا لَمَفْعُولاً ،و(ان)،مخفّفه است از ثقيله،و التّقدير:انّه كان وعد ربّنا لمفعولا.و«ها»، ضمير شأن و كار باشد،يعنى،وعدههاى خداى تعالى كرده خواهد شد،بهدرستى.
وَ يَخِرُّونَ لِلْأَذْقٰانِ يَبْكُونَ ،و به روى درآيند و سجده كنند گريان و محلّ يَبْكُونَ ،نصب است بر حال وَ يَزِيدُهُمْ خُشُوعاً ،و بيفزايد ايشان را نزول قرآن خضوع و خشوع.
يكى از جملۀ بزرگان گفت:هركس كه او را علمى باشد كه آن علم او را به گريه نيارد علم او نافع نباشد او را.و اين آيت بخواند نظير اين آيت قوله تعالى: إِذٰا تُتْلىٰ عَلَيْهِمْ آيٰاتُ الرَّحْمٰنِ خَرُّوا سُجَّداً وَ بُكِيًّا [٧]،و نصب خشوعا بر تميز است بعد تمام الكلام [٨].
قُلِ ادْعُوا اللّٰهَ أَوِ ادْعُوا الرَّحْمٰنَ ،عبد اللّه عبّاس گفت:رسول-عليه السّلام-شبى از
[١] .سورۀ يس(٣٦)آيۀ ٣٩.
[٢] .آط،آب،آز،آج،لب+گفت،مل+و گفت.
[٣] .آز:بر سجدهاى.
[٤] .مل:مراد ان.
[٥] .قم:نمايد.
[٦] .قم+در.
[٧] .سورۀ مريم(١٩)آيۀ ٥٨.
[٨] .قم:العلامه.