روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٩٧ - ترجمه
حقيقت كه اين آيات كس نفرستاد مگر خداى عزّ و جلّ[١٥٠-ر]،چه تو و امثال تو دانى كه اين نتوانند كردن. هٰؤُلاٰءِ ،كنايت است و اشارت به آيات و بَصٰائِرَ ،جمع بصيرت باشد،و نصب او بر حال است از مفعول.جمله قرّاء خواندند: لَقَدْ عَلِمْتَ ،به «تا»ى مفتوح،بر خطاب،مگر كسائى كه او خواند:علمت به ضمّ«تا»، على الخبر عن نفسه.موسى گفت:من دانستهام و اين قرائت روايت كردهاند از اميرالمؤمنين [١]-عليه السّلام. وَ إِنِّي لَأَظُنُّكَ يٰا فِرْعَوْنُ مَثْبُوراً ،و من گمان مىبرم تو را اى فرعون كه مثبورى.عبد اللّه عبّاس گفت:مثبو[ر] [٢]،معلون باشد.مجاهد گفت هالكا.قتاده گفت:مهلكا.ابن زيد گفت:مخبولا لا عقل لك.مقاتل گفت:مغلوبا على عقله.ابن كيسان گفت:بعيدا عن الخيرات.سعيد جبير گفت:سلاّحا فى القطيفة.مجاهد گفت:موسى عصا بيفگند [٣]،اژدها شد و دهن بر سرير [٤]او نهاد [٥]، خواست تا او را فروبرد،فرعون در جامه حدث كرد،موسى-عليه السّلام-گفت:
وَ إِنِّي لَأَظُنُّكَ يٰا فِرْعَوْنُ مَثْبُوراً ،او را به اين سرزنش كرد.و روايتى دگر از عبد اللّه عبّاس آن است كه:ناقص العقل.فرّاء گفت:مصروفا عن الخير،تقول العرب:ما ثبرك عن هذا الامر،اى ما منعك و صرفك عنه و ثبره اللّه ثبرا،و ثبّره تثبيرا،لغتان.
و قال ابن الزّبعرى:
اذ اجارى الشّيطان فى سنن الغ
ىّ و من مال ميله [٦]مثبور [٧]
فَأَرٰادَ أَنْ يَسْتَفِزَّهُمْ مِنَ الْأَرْضِ
،خواست فرعون تا موسى را و بنى اسرايل را از زمين مصر برانگيزد،آنچه او بر موسى و بنى اسرايل [٨]انداخت بر خويشتن ببريد [٩].
فَأَغْرَقْنٰاهُ وَ مَنْ مَعَهُ ،فرعون را و آنان را كه با او بودند در دريا غرق كرديم، جَمِيعاً ،جمله،و نصب او بر حال است از مفعول،اى مجتمعين،چه ايشان در آن حال به يك جاى بودند،كس نبود كه بازماند [١٠]از ايشان.
[١] .قم،آط،آب،آز+على،آج،لب+و امام المتّقين على.
[٢] .اساس:ندارد،از قم،افزوده شد.
[٣] .آز+و.
[٤] .مل:بر سر.
[٥] .قم+و.
[٦] .آط،آج،لب:قال مثله.
[٧] .آب،آز،آج،لب+قوله تعالى.
[٨] .آط،آج،لب+مى.
[٩] .همۀ نسخه بدلها،بجز قم:بديد.
[١٠] .آط،آب:بازنماند،آز:باز نمايد.