روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٩٥ - ترجمه
فَأَبَى الظّٰالِمُونَ إِلاّٰ كُفُوراً ،ظالمان سرباززدند يعنى كافران بجز كفران نعمت و جحود آيات و بيّنات چيزى نكردند.
قُلْ لَوْ أَنْتُمْ تَمْلِكُونَ خَزٰائِنَ رَحْمَةِ رَبِّي ،آنگه گفت [١]:يا محمّد!اگر شما مالك شوى بر خزاين و ملك زمين،و مراد به رحمت روزى است اين جا. إِذاً ،پس هم بازگيرى و بخل كنى خَشْيَةَ الْإِنْفٰاقِ ،ترس درويشى را،و نصب او بر مفعول له است كقولهم [٢]:فعلت ذلك مخافة الشّر،و مراد به انفاق ما يؤدّى اليه الانفاق است، و هو الاملاق.چه انفاق مؤدّى بود با املاق و درويشى، وَ كٰانَ الْإِنْسٰانُ قَتُوراً ،و آدمى هميشه بخيل و ممسك بوده است،چه اين معنى در جبلّت آدمى مركوز [٣]است.
وَ لَقَدْ آتَيْنٰا مُوسىٰ تِسْعَ آيٰاتٍ بَيِّنٰاتٍ ،ما بداديم موسى را نه آيت روشن،در او خلاف كردند،عبد اللّه عبّاس و ضحّاك گفتند:مراد عصاست و دست بيضا [٤]و آن عقده [٥]كه بر زبانش [٦]بود كه خداى تعالى برگشاد،فى قوله: وَ احْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِسٰانِي، يَفْقَهُوا قَوْلِي [٧]،و فلق دريا و طوفان و ملخ و كراهه [٨]و بزغ [٩]و خون.و عكرمه گفت و قتاده و مجاهد و شعبى و عطا و مطر الورّاق:طوفان بود و ملخ و كراهه [١٠]و بزغ و خون [١١]و عصا و يد بيضا و قحط و نقصان ميوها [١٢].محمّد بن كعب القرظىّ گفت، عمر عبد العزيز از من پرسيد كه:آن نه آيات كدام بود كه آيات موسى بود؟من گفتم:
طوفان بود و ملخ و كراهه بزع و خون،آيات مفصلات و عصا و يد بيضا و طمس و [١٣]دريا.عمر گفت:من دانستهام كه طمس از جملۀ آيات نه [١٤]است.محمّد بن كعب گفت:مرد [١٥]با زن در بستر خفته بود،خداى تعالى هر دو را با سنگ كرد،عمر گفت:
فقه،چنين باشد.آنگه كس فرستاد و كيسهاى پيش خواست در او چيزهاى بود از آن عبد العزيز مروان [١٦]كه او در مصر يافته بود از بقاياى [١٧]آل فرعون.در آنجا خايۀ مرغ بود
[١] .همۀ نسخه بدلها،بجز قم و مل+بگو.
[٢] .همۀ نسخه بدلها،بجز قم و مل:كقوله:
[٣] .آج،لب:مذكور.
[٤] .مل:يد بيضا.
[٥] .مل:عقدهاى.
[٦] .قم:زفانش.
[٧] .سورۀ طه(٢٠)آيۀ ٢٧ و ٢٨.
[٨] .آج:كراتنه.
[٩] .مل:وزغ.
[١٠] .قم،آط،آب،مل،آز:كراهة.
[١١] .مل+آيات مفصّلات.
[١٢] .ميوها/ميوهها.
[١٣] .آط،آب،آز،آج،لب+فلق.
[١٤] .همۀ نسخه بدلها:نهگانه.
[١٥] .آج،لب:مرد.ى
[١٦] .عبد العزيز بن مروان.
[١٧] .آز،آب:بقاهاى.