روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٨٧ - ترجمه
ايمنى [١]ازآنكه در اقصاى بلاد معارضۀ قرآن آورده باشند،و لكن به ما نرسيده باشد، يا [٢]اگر انسيان نياوردند چرا نشايد تا جنّيان آورده باشند؟جواب آن است كه گوييم:
امّا اگر در بعضى بلاد آورده بودندى ممكن نبودى كه به ما نرسيده بودى.از توفّر [٣]دواعى به نشر و اذاعت آنچنان كه اين محالات و جزافات [٤]كه گفتهاند چون:
فصول و غايات و مانند آن.
و امّا حديث جنّيان:ما وجود ايشان به سمع دانيم همان سمع آمد و ما را ايمن كرد به اين آيت ازآنكه ايشان اين قرآن را معارضه آورده باشند،بقوله: قُلْ لَئِنِ اجْتَمَعَتِ الْإِنْسُ وَ الْجِنُّ -الآيه.
وَ لَقَدْ صَرَّفْنٰا لِلنّٰاسِ ،و ما بگردانيديم براى مردمان[در] [٥]اين قرآن از هرگونه مثلها.
در او دو قول گفتند:يكى آنكه هر نوع مثل زديم تا مكلّفان معتبر و متّعظ شوند،و قولى ديگر آن است كه:ما اين قرآن را به انواع فرستاديم،از حكم و امثال و مواعظ [٦]قصص و اخبار و [٧]نواهى تا فايدۀ او عامّ بود،جز آن است كه بيشترين مردمان ابا كردند و سرباززدند،الّا آنان كه كافر باشند و جحود كنند.
وَ قٰالُوا لَنْ نُؤْمِنَ لَكَ حَتّٰى تَفْجُرَ لَنٰا مِنَ الْأَرْضِ يَنْبُوعاً ،عكرمه روايت كند از عبد اللّه عبّاس كه [٨]:عتبه و شيبه پسران ربيعه و ابو سفيان بن حرب و نضر بن الحارث و ابو البخترىّ بن هشام و اسود بن المطّلب و زمعة بن الاسود [٩]و الوليد بن مغيره و ابو جهل ابن هشام و عبد اللّه بن ابى اميّة بن خلف و العاص بن وائل و نبيه [١٠]و منبّه پسران حجّاج مجتمع شدند در پس خانه [١١]پس ازآنكه آفتاب فروشد.و گفتند:كس [١٢]فرستى تا محمّد حاضر آيد تا با او سخن گوييم و او را عذر برانگيزيم.كس فرستادند كه اشراف قوم تو مجتمع شدهاند و مىخواهند تا با تو سخن گويند،رسول-عليه السّلام-
[١] .قم:امنى.
[٢] .قم:آط،مل،آج،لب:تا.
[٣] .آج،لب:توفير.
[٤] .همۀ نسخه بدلها،بجز لب:خرافات.
[٥] .با توجه به معنى از نسخه بدلها افزوده شد.
[٦] .همۀ نسخه بدلها+و.
[٧] .قم،آب،آز+اوامر.
[٨] .همۀ نسخه بدلها،بجز قم و مل+گفت.
[٩] .آط،آج،لب:ربيعة بن الاسود.
[١٠] .اساس:بدره،با توجه به نسخۀ قم و اتفاق نسخ،تصحيح شد.
[١١] .همۀ نسخه بدلها+كعبه.
[١٢] .همۀ نسخه بدلها:كسى.