روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٨٦ - ترجمه
دلها ياد داريم آن را و پدران ما ما را آموختهاند؟و ما فرزندان را مىآموزيم و در مصحفها نوشتهايم؟گفت:از دلهاى شما بردارند،آنگه اين آيت برخواند: وَ لَئِنْ شِئْنٰا لَنَذْهَبَنَّ بِالَّذِي أَوْحَيْنٰا إِلَيْكَ .
هم از او روايت كردند كه او گفت:طواف خانه بسيار كنى،پيش ازآنكه اين خانه از ميان شما بردارند و مردم جاى او فراموش كنند،و قرآن بسيار خوانى پيش ازآنكه از ميان شما بردارند.گفتند: [١]هب!كه اين [٢]مصاحف بردارند،آنچه در دلهاى مردان است چگونه بردارند؟گفت:در روز آيند و فراموش كرده باشند،و نيز قول [٣]لاالهالاّاللّه،بر قول اهل جاهليّت حاصل آيند و بر اشعار [٤]ايشان،و اين آنگه باشد كه عذاب بر ايشان واجب شود.عبد اللّه بن عمرو [٥]گفت:قيامت برنخيزد تا قرآن با آنجا نشود كه از او فرود آمد،و آن را دويّى باشد چون دوىّ منج انگبين.
حقتعالى گويد:تو را چه بوده است؟گويد:بار خدايا!از تو آمدم [٦]و با تو آمدم،مرا مىخوانند و بر من كار نمىكنند.و اين آنگه باشد كه خداى تعالى تكليف بردارد و دامن قيامت باشد،و الّا تا تكليف بر جاى بود بايد تا ادلّۀ شرع بر جاى باشد.
آنگه گفت: إِلاّٰ رَحْمَةً مِنْ رَبِّكَ ،تو را هيچ و كيل در،نباشد كه اين حمايت كند الّا رحمت خداى كه فضل و رحمت او هميشه بر تو بزرگ بوده است.
قُلْ لَئِنِ اجْتَمَعَتِ الْإِنْسُ وَ الْجِنُّ عَلىٰ أَنْ يَأْتُوا بِمِثْلِ هٰذَا الْقُرْآنِ ،آنگه بازنمود كه:اگر جنّ و انس مجتمع شوند بر آنكه [٧]تا قرآنى مانند اين بيارند،نيارند و نتوانند آوردن،امّا از جهت فقد علم به نظم و ترتيب آن،بر قول آنان كه وجه اعجاز فرط فصاحت گويند،و امّا ازآنجا كه [٨]رها نكنيم و علم نيافرينيم ايشان را به آن بر مذهب آنان كه صرفه گويند، وَ لَوْ كٰانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهِيراً ،و اگر بهرى يار [٩]بهرى باشند،و اگرچه متظاهر و متعاون باشند.گفتند:اين آيت آنگه آمد كه كفّار گفتند:[١٤٧-پ] لَوْ نَشٰاءُ لَقُلْنٰا مِثْلَ هٰذٰا... [١٠]،و اين آيت جواب آنكس است كه ما را گويد:چه
[١] .قم:كه هب.
[٢] .مل:گفت:اگر اين.
[٣] .آز:قوله.
[٤] .همۀ نسخه بدلها،بجز مل:شعار.
[٥] .همۀ نسخه بدلها،بجز قم:عبد اللّه عمر.
[٦] .آط،آج،لب:آمدهام.
[٧] .همۀ نسخه بدلها،بجز قم و مل:براى.
[٨] .همۀ نسخه بدلها+ما.
[٩] .مل:پشت.
[١٠] .سورۀ انفال ٨ آيۀ ٣١.