روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٨٥ - ترجمه
با او زنده باشد و با فقد او زنده نماند.و بعضى دگر گفتند:مراد به روح،قرآن است.
و قوله: مِنْ أَمْرِ رَبِّي ،براى آن گفت كه ايشان گفتند خبر ده ما را از اين قرآن [١٤٧-ر]كه بر تو فرومىآيد تا قديم است يا محدث؟او گفت: مِنْ أَمْرِ رَبِّي ،از فرمان خداى است،يعنى محدث است و از فرمان خداى صادر است.بعضى دگر گفتند:مراد عيسى است-عليه السّلام-كه ايشان را در او شبهت افتاد تا چگونه بىپدر پديد آمد،خداى گفت:بگو كه از فرمان خداى پديد آمد و روح نامى است مشترك ميان اين چيزها. وَ مٰا أُوتِيتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلاّٰ قَلِيلاً ،آنگه بازنمود كه شما را كه آدميانى،از علم نصيب ندادند الّا اندكى.
قوله: وَ لَئِنْ شِئْنٰا لَنَذْهَبَنَّ بِالَّذِي أَوْحَيْنٰا إِلَيْكَ ،آنگه گفت:اگر ما خواهيم اين قرآن كه بر تو وحى كردهايم ببريم،آنگه تو بر ما به آن وكيلى نيابى كه پايمردى و و كيل درى [١]كند تو را.در اين دو قول گفتند:يكى آنكه،اگر ما خواهيم اين شرع كه بر تو فرستاديم ببريم آن را به طريقت نسخ،چنان كه با پيغامبران دگر كرديم.و قولى ديگر آن است كه،اگر ما خواهيم اين قرآن از ميان شما برداريم و از دلهاى مردمان،چنان كه در خبر آمد از هشام بن عروه عن ابيه،عن عبد اللّه بن عمرو [٢]،كه:
رسول-صلّى اللّه عليه و على آله-يك روز بيرون آمد و سر بازبسته بود از رنجى كه مىبود او را،و بر منبر شد و خطبه كرد و حمد و ثناى خداى كرد و صلات داد بر محمّد و آل محمّد،آنگه گفت:اين كتابها چيست كه شما مىنويسى؟كتابى است جز كتاب خداى؟نزديك است كه خداى تعالى خشم گيرد براى كتاب خود! هيچ ورقى برها نكند و [٣]هيچ دلى كه در او آيتى قرآن باشد الّا بردار آن را.گفتند:يا رسول اللّه!احوال مؤمنان چگونه بود آن روز؟گفت:هركه خداى به او خير خواهد [٤]، او را توفيق دهد بر ثبات بر كلمت توحيد،كه«لاالهالاّاللّه»است.عبد اللّه مسعود گفت:اوّل چيزى كه شما از دين خود نيابى امانت باشد،و آخر چيزى كه نيابى نماز باشد،و قومى باشند كه نماز كنند و ايشان را دين نباشد،و روز [٥]آيد كه شما در روز آيى و از قرآن در ميان شما هيچ نباشد.گفتند:چگونه بود يا با عبد الرّحمن؟و ما در
[١] .مل:وكيلى درى،آز:روى.
[٢] .مل:عبد اللّه بن عمر.
[٣] .قم+در.
[٤] .قم:خيرى دهد.
[٥] .آط،آب،آز،آج،لب:روزى.