روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٨ - ترجمه
در شقّهاى ديگر [١].و نافع خواند:«تشاقّون [٢]»به كسر«نون»على تقدير:تشاقّونني [٣].
آنگه يك«نون»بيفگند براى تخفيف را و«يا»بيفگند اجتزاء [٤]بالكسرة عنه [٥]. قٰالَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ ،عند اين حال [٦]عالمان گويند و آنان كه ايشان را علم داده باشند،يعنى پيغامبران و ائمّه و مؤمنان: إِنَّ الْخِزْيَ الْيَوْمَ ،كه امروز عذاب و نكال و خزى و لعنت بر كافران خواهد بودن [٧].
اَلَّذِينَ تَتَوَفّٰاهُمُ الْمَلاٰئِكَةُ ،آنگه وصف كرد ايشان را گفت:آنان كه فريشتگان جان ايشان بردارند-و ايشان ظالم نفس خود باشند-و قوله: ظٰالِمِي أَنْفُسِهِمْ ،نصب او بر حال است از مفعول به [٨]. فَأَلْقَوُا السَّلَمَ ،گردن بنهادند و تن بدادند و ذليل شدند و با مرگ حيلت نداشتند،جز آنكه گفتند: مٰا كُنّٰا نَعْمَلُ مِنْ سُوءٍ ،[ما شركى نياورديم و بدى نكرديم و اين از آن جايهاست كه اضمار قول كردند در او،و التّقدير:
فالقوا السّلم و قالوا ما كنّا نعمل من سوء] [٩]،«ما»نفى است و كان براى آن آورد تا دليل كند كه فعل ماضى است و اين را [١٠]حكايت حال [١١]گويند يعنى ما بدكردار نبوديم،و المعنى:عندنا و في اعتقادنا و ظنّنا،تا جواب آنان [١٢]باشد كه سؤال كنند و گويند:چه [١٣]روا باشد كه عند ملاقات فريشتگان و اعلام مرگ كه وقت الجا باشد دروغ گويند؟ بَلىٰ إِنَّ اللّٰهَ عَلِيمٌ بِمٰا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ ،بلى خداى تعالى عالم است به آنچه شما كردهاى [١٤].
فَادْخُلُوا أَبْوٰابَ جَهَنَّمَ ،اين جا نيز [١٥]قول مضمر است و التقدير:و قيل لهم ادخلوا،گويند ايشان را [١٦]به درهاى دوزخ در شوى، خٰالِدِينَ فِيهٰا ،نصب او بر حال است. فَلَبِئْسَ مَثْوَى الْمُتَكَبِّرِينَ ،بد جاى است متكبّران را دوزخ،مخصوص بالذّم
[١] .قم،آب،آط،آز:شقّى دگر،آج،لب:شقّى ديگر.
[٢] .اساس:يشاقون،با توجّه به قم تصحيح شد.
[٣] .آط،آب،آز،آج،لب:يشاقّوننى.
[٤] .آط،آب،آز،آج،لب:اكتفاء.
[٥] .جميع نسخه بدلها:عنها.
[٦] .قم:آن حال.
[٧] .آط،آب،آز،آج،لب:بود.
[٨] .آط،آب،آز،آج،لب:از مفعول.
[٩] .اساس افتادگى دارد،از قم افزوده شد.
[١٠] .قم:آن را.
[١١] .قم،آب،آز،آج،لب:حكايت الحال.
[١٢] .قم:آن.
[١٣] .جميع نسخه بدلها:چگونه.
[١٤] .آب،آز،آج،لب:كرديد.
[١٥] .قم،آط،آج،لب+هم.
[١٦] .قم+كه.