روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٧٩ - ترجمه
يا بيفگنى آسمان را چنان كه گفتى بر ما پاره پاره يا بيارى خداى را و فريشتگان را گروه گروه يا باشد تو را خانهاى از زر،يا بر آسمان شوى [١]و نگرويم [٢]از رفتن تو تا فروآرى [٣]بر ما دفترى [٤]كه ما خوانيم [٥]،بگو:منزّه است خداى من،بودم الّا [٦]آدميى فرستاده [٧].
و چه بازداشت مردمان را ازآنكه ايمان آرند چون آمد به ايشان بيان،الّا آنكه گفتند:فرستاده است خداى آدميى پيغامبر؟ بگو اگر بودندى در زمين فريشتگانى كه مىرفتندى ساكن [٨]،بفرستادمانى بر ايشان از آسمان فريشتهاى پيغامبر.
بگو:بس [٩]خداى گواه ميان من و ميان ايشان،او به بندگانش دانا و بينا بوده است.
[١٠] هركه را راه نمايد خداى،او راه يافته است،و هركه را گمره كند نيابى ايشان را يارانى[از فرود او] [١١]،و برانگيزيم ايشان را روز قيامت بر رويهاشان كوران و گنگان و كران،جاى ايشان دوزخ بود،هرگه فرومرد بيفزاييم آن را درفش [١٢].
[١] .قم:برشوى تو بر آسمان.
[٢] .قم:باور نداريم.
[٣] .آط،آب،آج،لب:فرود آرى.
[٤] .قم:ذكرى.
[٥] .قم+او را،مل:خانيم.
[٦] .قم:هيچ بودم من مگر.
[٧] .قم:پيغامبر.
[٨] .قم:ساكنان.
[٩] .قم+است.
[١٠] .اساس:يهدى،كه با توجه به رسم الخط قرآن مجيد تصحيح شد.
[١١] .اساس:از من،با توجّه به معنى آيه از آج،آورده شد.
[١٢] .همۀ نسخه بدلها،بجز قم:آتش.