روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٥٤ - ترجمه
شيخ ما-رحمة اللّه عليه-اعنى الشيخ ابا محمّد بن عبد الرّحمن بن الحسينىّ الفارسىّ ثمّ الخزاعىّ گفتى [١]:گروهى گمان برند [٢]كه اين آيت وعد است و به خلاف آن است،چه اين آيت وعيد است به آن معنى كه دعوت دو است:دعوت با ثواب و دعوت با حساب.امّا دعوت با ثواب-قوله تعالى: وَ اللّٰهُ يَدْعُوا إِلىٰ دٰارِ السَّلاٰمِ... [٣]،و دعوت با حساب اين آيت است: يَوْمَ نَدْعُوا كُلَّ أُنٰاسٍ بِإِمٰامِهِمْ ، بيانش آن است كه مفضّل بن عمر [٤]روايت كند از صادق جعفر بن محمّد -عليهما السّلام-كه او را از اين آيت پرسيدم،گفت:يا مفضّل!چون روز قيامت باشد،مناديى ندا كند:
يا ايّها المقتدون بالبررة المعصومين هلمّوا الى الحساب [١٣٩-پ]فو اللّه لدعاؤكم بنا و انتسابكم الينا أشدّ علينا من حسابكم و عذابكم، اى آنان كه در دنيا [٥]اقتدا به معصومان كردى به شمار گاه آيى.آنگه گفت:به خداى كه اين كه شما را به ما بازخوانند و با ما نسبت كنند در آن مجمع بر ما سختتر آيد از حساب شما و عذاب شما براى آنكه اين چو [٦]تشويرى و خجالتى باشد كه ناپاكى را به پاكى نسبت كنند و آلودهاى را به ناآلودهاى [٧]بازخوانند و عاصيى را در پى معصومى دارند.و باقر-عليه السّلام-گفت:
كونوا لنا زينا و لا تكونوا علينا شينا، ما را زين باشى و بر ما شين مباشى كه به خداى خدا كه حياى ما از عصاة شيعت ما در قيامت سختتر باشد.از حياء ايشان از گناهشان تا فردا قيامت يكى را از شيعه ما به نزديكتر از او آرند و بدارند با نامۀ سياه و حالى تباه.او سر در پيش فكنده از شرم گناه با راست نگرد،مصطفى را بيند-عليه السّلام-گويد او را:بد امّت بودى مرا و با چپ نگرد مرتضى را بيند گويد بد شيعت [٨]بودى مرا بيان اين آن خبر است كه،نافع روايت كند از عبد اللّه عمر كه رسول-صلّى اللّه عليه و على آله-گفت:
الا من طلبنى يوم القيامة فليطلبنى عند الميزان محمارّا وجهي عرقا جبينى حياء ممّا احدثت امّتى بعدى، گفت:هركه مرا جويد روز قيامت،گو مرا به نزديك ترازو جوى روى سرخ شده و پيشانى خوى گرفته به شرم آنچه امّتان من از پس من كرده باشند،يا عجب [٩]
[١] .همۀ نسخه بدلها:گفت.
[٢] .همۀ نسخه بدلها:بردند.
[٣] .سورۀ يونس(١٠)آيۀ ٢٥.
[٤] .همۀ نسخه بدلها،بجز قم:عمرو.
[٥] .قم:دار دنيا.
[٦] .قم:چون.
[٧] .آب،آز،آج،لب:نالودهاى.
[٨] .آب،آز:شيعتى.
[٩] .همۀ نسخه بدلها+اگر.