روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٤٨ - ترجمه
ابو صالح گفت از عبد اللّه عبّاس:مشاركت او در اولاد آن است كه ايشان فرزندان را عبد الحارث و بعد شمس و عبد فلان نام نهادندى. وَ عِدْهُمْ ،نويد ده ايشان را،و مراد به اين جمله تهديد و وعيد است.چنان كه گفت: اِعْمَلُوا مٰا شِئْتُمْ... [١]،آنگه بيان كرد كه نويد و وعده شيطان نباشد الّا غرور و فريفتن و باطل.براى آنكه هيچ غنا نكند از عذاب خداى چون به ايشان فرود آيد.و محصول وعدۀ شيطان آنچه فرمود فى قوله: إِنَّ اللّٰهَ وَعَدَكُمْ وَعْدَ الْحَقِّ [٢]-الآية. إِنَّ عِبٰادِي لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطٰانٌ ، بندگان من آنان كه در حمايت عصمت من باشند،تو را بر ايشان راهى و دستى و تسلّطى نيست.و اين بر سبيل مذلّت و خوارى شيطان گفت:تا بنمايد كه بندگان من آنان كه در حمايت عصمت من باشند تو را بر ايشان راهى و دستى و تسلّطى نيست، و اين بر سبيل مذلّت و خوارى شيطان گفت تا بنمايد كه بندگان مخلص دعوت او را اجابت نكنند و او را متابعت نكنند.آنگه بر سبيل تهديد و و عيد گفت:هم داعى را كه شيطان است و هم مجيب را كه بشر است كه: وَ كَفىٰ بِرَبِّكَ وَكِيلاً ،و بس است خداى تعالى و كيل بندگانش كه كارها با او گذارند [٣].و الوكيل الّذى يوكل اليه الامر،فعيل به معنى مفعول.
رَبُّكُمُ الَّذِي يُزْجِي لَكُمُ الْفُلْكَ فِي الْبَحْرِ ،آنگه بندگان را تذكير بعضى نعمتهاى خود كرد،گفت:خداى شما آن است كه براى شما كشتى در دريا مىراند تا شما طلب روزى او كنى در تجارت.و اگر نه تسخير او بودى.آبى كه [٤]يك جو سنگ و آهن بر سر بندارد از اين هر دو صدهزار من در كشتى نهند فرونشود.چنين نبودى.آنگه گفت:اين نه اوّل رحمتى و نعمتى است كه با شما كرد [٥]،بل او هميشه بر شما مهربان و بخشاينده [٦]بوده است.
آنگاه[١٣٨-ر]احوال دريا و شدّت آن ياد داد ايشان را.گفت: وَ إِذٰا مَسَّكُمُ الضُّرُّ فِي الْبَحْرِ ،چون شما را سختى رسد در دريا و [٧]دريا مضطرب شود و بادهاى مختلف جستن گيرد و امواج متلاطم شود و شما از غرق بر جان خود بترسى،آن
[١] .سورۀ فصّلت(٤١)آيۀ ٤٠.
[٢] .سورۀ ابراهيم(١٤)آيۀ ٢٢.
[٣] .آط،آج،گزارنده.
[٤] .آج،لب+براى.
[٥] .همۀ نسخه بدلها:بجز قم و مل:كردم.
[٦] .آج،لب:شايسته.
[٧] .همۀ نسخه بدلها بجز قم و مل:يا.