روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٤٣ - ترجمه
امّا آن دو مرد [١]را كه ديدى كه سر او به سنگ[١٣٦-پ]مىشكستند:او مردى است كه قرآن داند [٢]و به نماز فريضه تقصير كند.و آن مرد را كه ديدى كه به كلّوب [٣]گوشت از روى او مىگرفتند [٤]و دهن او مىدريدند [٥]،او مردى است كه از خانه بيرون آيد،دروغى گويد [٦]كه به آفاق عالم برسد.و امّا آن زنان و مردان برهنه كه در شكل آن تنور ديدى،ايشان زناكنندگاناند.امّا آن مرد را كه ديدى كه سنگ در دهن او مىنهادند،او رباخوار است.و امّا آن مرد كريه المنظر كه آتش مىافراخت [٧]او مالك است-خازن دوزخ.و امّا آن مرد پير درازبالا كه در بن [٨]آن درخت نشسته بود،آن ابراهيم [٩]خليل است و آن كودكان كه گرد او در بودند،آن هر كودكى است [١٠]كه بر فطرت اسلام وفات به او برسيد [١١].و امّا آن قوم كه يكنيمۀ ايشان نكو بود و يكنيمه زشت،ايشان جماعتىاند كه خَلَطُوا عَمَلاً صٰالِحاً وَ آخَرَ سَيِّئاً... [١٢]،هم طاعت كردهاند و هم معصيت.و آن جوى كه ايشان در آنجا رفتند و پاكيزه برآمدند،آن توبه است.و امّا آن روضه كه ديدى،بهشت عدن است.و آن شهرستان كه ديدى،سراى شهيدان است.آنگه مرا گفتند:بر بالا نگر.بر نگرديدم، كوشكى ديدم مانند ابرى سپيد.گفتم:اين چيست؟گفتند:آن [١٣]جاى تو است،و من جبريلام،و او ميكايل [١٤]است.گفتم:
بارك اللّه فيكما، پس رها كنى تا من به [١٥]جاى خود روم.گفتند:وقت نيست،چه تو را در دنيا عملى مانده است كه تمام نكردهاى،چون كنى خود به اين [١٦]جا رسى [١٧].اين قولى است از عبد اللّه عبّاس و جماعتى مفسّران.
و قولى ديگر از او به روايت علىّ بن طلحه آن است كه آن خواب بود كه رسول
[١] .آط،آب،آز،آج،لب:اين مرد.
[٢] .همۀ نسخه بدلها،بجز قم و مل:مىداند.
[٣] .مل:كلاّب.
[٤] .قم:بر مىگرفتند،آط،آب،آج،لب:فرود مىگرفتند.
[٥] .قم:و در دهن او مىنهادند.
[٦] .مل:كه خيانت كند و دروغ كند،لب:دروغ مىگويد.
[٧] .همۀ نسخه بدلها:مىافروخت.
[٨] .همۀ نسخه بدلها،بجز قم:زير.
[٩] .اساس:ابرهيم.
[١٠] .مل:آن هر دو كودكى است،آط،آب،آز،آج،لب:كودكانىاند.
[١١] .آط،آج،لب:يافتهاند،آب،آز:به ايشان رسيده است.
[١٢] .سورۀ توبه(٩)آيۀ ١٠٢.
[١٣] .قم،آط،آب:اين،مل:خانۀ تو است.
[١٤] .آب،مل،آز،آج،لب:جبرئيلم و او ميكائيل.
[١٥] .همۀ نسخه بدلها،بجز قم و مل:با.
[١٦] .آب،آج،لب:آنجا.
[١٧] .مل+آن را تمام كرده باشى.