روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٣٢ - ترجمه
و قال آخر:
لمّا رأتنى انغضت لى الرّأسا
وَ يَقُولُونَ مَتىٰ هُوَ
،گويند:كى خواهد بودن [١]اين بعث و نشور و اعادت. قُلِ ، بگو اى محمّد:كه همانا نزديك خواهد بودن [٢].و لعلّ براى آن نگفت [٣]تا ابهام وقت كند بر مكلّفان تا مغرى به قبيح نباشند و ملجأ.و اند جاى [٤]كه ذكر قيامت كرد لعلّ در آورد،من قوله: وَ مٰا يُدْرِيكَ لَعَلَّ السّٰاعَةَ تَكُونُ قَرِيباً [٥]و قوله: لَعَلَّ السّٰاعَةَ قَرِيبٌ [٦]،براى اين معنى گفت-و اللّه اعلم بمراده [٧].
يَوْمَ يَدْعُوكُمْ ،ياد كن اى محمّد آن روز كه خداى تعالى شما را بخواند [٨]از گورهايتان تا به موقف قيامه [٩]آيى. فَتَسْتَجِيبُونَ بِحَمْدِهِ ،اجابت كنى به حمد و سپاس خداى.عبد اللّه عبّاس گفت:بامره،به فرمان او.قتاده گفت:به معرفت و طاعت او.و بعضى نحويان گفتند:محلّ او نصب است بر حال،اتى حامدين للّه، كما يقال:جاء فلان بغضبه،اى جاء غضبان.و گفتهاند:معنى آن است كه، اجابت كنند خداى را بر وجهى كه اقتضاى حمد كند.و گفتند:معترفند به آنكه حمد خداى راست-جلّ جلاله.براى آنكه معارف اهل قيامت ضرورى باشد،يعنى اين حمد [١٠]را كه امروز منكرند[١٣٤-ر]فردا معترف باشند [١١].و گفتهاند:مراد آن است كه شما را زنده كنيم بر رغم شما،و خداى محمود است بر[هر] [١٢]حالى، چنان كه يكى از ما گويد:چون او را مرادى [١٣]برآيد،فلان كار تمام شد بحمد اللّه، چون آن كار از نعمت خداى شناسد بر خود،چنان كه شاعر گفت:
فانّى بحمد اللّه لا ثوب فاجر
لبست و لا من غدرة اتقنّع
و استجابت و اجابت به يك معنى باشد، وَ تَظُنُّونَ إِنْ لَبِثْتُمْ إِلاّٰ قَلِيلاً. و گمان برى كه مقام شما اندكى بوده است.و در معنى او دو قول گفتند:يكى آنكه:چون
[٢] [١] .همۀ نسخه بدلها:بجز قم:بود.
[٣] .همۀ نسخه بدلها:گفت.
[٤] .كذا در اساس و قم،لب:آنجا،آب،آز:هرجا.
[٥] .سورۀ احزاب(٣٣)آيۀ ٦٣.
[٦] .سورۀ شورى(٤٢)آيۀ ١٧.
[٧] .قم،آب،مل،آز+قوله.
[٨] .مل:بر خواند،آج،لب:خواند.
[٩] .آب،مل،آج،لب:قيامت.
[١٠] .مل:خداى.
[١١] .آب،آز:باشيد.
[١٢] .اساس ندارد،از قم،افزوده شد.
[١٣] .قم:كارى،لب:مردى.