روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٣١ - ترجمه
ايشان را به تو هدايتى نيست و راهى راست،و تو را نمىتوانند شناخت،ازآنكه نظر نمىكنند در احوال و معجزات تو.پس براى آنكه سخت دورند از شناخت تو، پندارى نمىتوانند.و قيل،فضلّوا فيك،در تو گمراه شدند.يعنى به تو ايمان [١]نياوردند تا براى تو در ضلال افتادند.
وَ قٰالُوا أَ إِذٰا كُنّٰا عِظٰاماً ،گفتند:اين كافران. أَ إِذٰا همزه استفهام راست كه آنگه كه ما استخان [٢]شويم و پوسيده گرديم و رفات هر چيزى بود كه از چيزى بريزد [٣]،و مثله:الحطام و الرضاض [٤].عبد اللّه عبّاس گفت:مراد گرد است.مجاهد گفت:مراد خاك است. أَ إِنّٰا لَمَبْعُوثُونَ خَلْقاً جَدِيداً ،ما را پس از اين برانگيزند خلقى نو؟و اين سخنى است كه ايشان گفتند به تعجّب و استبعاد بعث و نشور. قُلْ ، بگو اى محمّد: كُونُوا حِجٰارَةً أَوْ حَدِيداً ،كه شما سنگ شوى يا آهن بشدّت و صلابت. يا خلقى كه در دل شما بزرگ آيد،در آن خلاف كردند،بعضى گفتند:
مراد كوه است،و بيشتر مفسّران گفتند:مراد مرگ است.مجاهد گفت:مراد آسمان و زمين است.و معنى آنكه اگر شما از روى مثل چيزى [٥]شوى كه از آن سختتر و عظيمتر نباشد از اين چيزها كه من شما را بميرانم و زنده كنم و اگر به مثل مرگ شوى كه شما را مرگ بچشانم و بميرانم.عبد اللّه عبّاس گفت و سعيد جبير،كافران رسول را گفتند:أ رأيت لو كنّا الموت:چه گوى اگر ما مرگ [٦]باشيم ما را كه بميراند؟خداى تعالى گفت:از مرگ بزرگتر چيزى نيست در دل شما،اگر شما خود مرگ باشى كه همه [٧]بميرى و باز زنده شوى. فَسَيَقُولُونَ مَنْ يُعِيدُنٰا ،ايشان گويند:ما را كه زنده خواهد كردن [٨]؟بگوى:آن خداى كه اوّلبار شما را بيافريد. فَسَيُنْغِضُونَ إِلَيْكَ رُؤُسَهُمْ ،ايشان سر بجنبانند بر سبيل استهزا،يقال:انغض [٩]راسه اذا حرّكه مستهزئا به و نغضت سنّه اذا تحرّكت و انقطعت من اصله [١٠]،قال الشاعر:
و نغضت من هرم اسنانها
[١] .قم،مل،آز،آج،لب:روى به تو نياوردند.
[٢] .همۀ نسخه بدلها:استخوان.
[٣] .مل:بيوفتد.
[٤] .آط،آب،آز،آج،لب:الرصاص.
[٥] .آط،آب،آز:مرگ.
[٦] .آط،آج،لب:موت.
[٧] .همۀ نسخه بدلها:هم.
[٨] .آط،آب،آز،آج،لب:كرد.
[٩] .آج،لب:نغفض.
[١٠] .قم:اصلها.