روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢١٦ - ترجمه
چيزى نيست كه او را شايد.برفت و بازآمد و گفت،مىگويد:اين پيرهن [١]كه تو پوشيده دارى بده.و رسول-عليه السّلام-شرم داشت،برخاست و در خانه شد و پيرهن [٢]بر كند [٣]و به او داد و برهنه بنشست.وقت نماز در آمد و بلال بانگ نماز بكرد، رسول-عليه السّلام-بيرون نمىآمد [٤].صحابه [٥]دلمشغول شدند،يكى برخاست [٦]و در حجره شد،رسول-عليه السّلام-پيرهن [٧]نداشت،خداى تعالى اين آيت فرستاد،و قوله: مَحْسُوراً ،من قولهم حسرته بالمسألة اذا الححت عليه فاخرجت جميع ما في يده من قولهم:بعير حسير اذا كان معييا كانّه استخرج جميع سيره فبقى و لا سير عنده، و قوله: يَنْقَلِبْ إِلَيْكَ الْبَصَرُ خٰاسِئاً وَ هُوَ حَسِيرٌ [٨]،اى كليل،كأنّه قد اعيا من النّظر.و قتاده گفت:محسورا،اى نادما بر اين قول لفظ [٩]از حسرة باشد.
إِنَّ رَبَّكَ ،خداى تو [١٠]بگستراند روزى آن را كه خواهد از بندگانش وَ يَقْدِرُ ، و تنگ كند بر آنكه خواهد يقال قدر عليه و قتر عليه [١١]اذا ضيّق عليه،و القدر و القتر، التّضييق فى النّفقة و التّقدير و التّقتير مبالغة في ذلك. إِنَّهُ كٰانَ بِعِبٰادِهِ خَبِيراً بَصِيراً ، كه او به بندگانش دانا و بينا بوده است هميشه.حقتعالى در اين آيت بازنمود كه مالك روزى اوست [١٢].بر وفق مصالح و او به احوال ايشان عالم است كه صلاح هريكى- در چيست از فراخ روزيى و تنگ روزيى [١٣][١٣٠-ر]و مثله قوله: وَ لَوْ بَسَطَ اللّٰهُ الرِّزْقَ لِعِبٰادِهِ لَبَغَوْا فِي الْأَرْضِ [١٤]-الآيه. آنگه گفت:چون مىدانى [١٥]كه روزى به امر و فرمان من است فرزندان را از بيم درويشى چرا بكشى،نهى كرد ايشان را گفت: وَ لاٰ تَقْتُلُوا أَوْلاٰدَكُمْ ،مكشى فرزندانتان [١٦]را از بيم درويشى.آيت در حقّ آنان آمد از عرب كه ايشان دختران [١٧]را زنده در گور كردندى و ذلك قوله تعالى:
[٧] [٢] [١] .آط،آب،مل،آج،لب:پرهن.
[٣] .آط،آب،آز،آج،لب:بر كشيد.
[٤] .آط:برون نيامد.
[٥] .همۀ نسخه بدلها،بجز قم و مل+رسول.
[٦] .آب،آز،لب:بر خواست.
[٨] .سورۀ مل(٦٧)آيۀ ٤.
[٩] .قم+كه.
[١٠] .قم+يبسط الرزق لمن يشاء.
[١١] .آط،آب،آز،آج،لب:ندارد.
[١٢] .قم،آط،آب،مل،آج،لب+و قبض و بسط آن به امر و فرمان اوست.
[١٣] .همۀ نسخه بدلها:فراخ روزى و تنگ روزى.
[١٤] .سورۀ شورى(٤٢)آيۀ ٢٧.
[١٥] .آب،آز:مىدانند.
[١٦] .قم،آز،آج،لب:فرزندان را.
[١٧] .آط،آب،آز،آج،لب:فرزندان را.