روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٩٧ - ترجمه
عكرمه گفت از عبد اللّه عبّاس،از رسول-صلّى اللّه عليه و على آله-كه گفت:
خداى تعالى چون چيزها بيافريد،از نور عرش دو آفتاب بيافريد،امّا آنكه در سابق علم او آن بود كه آفتاب خواهد بودن آن چندان بود كه همه دنيا از مشرق تا مغرب [١]،و امّا آنچه در سابق علم او بود كه آن را [٢]نخواهد كردن تا ماه شود و محو كند نور آن آن را دون آفتاب آفريد در جرم و براى آن [٣]ما كوچك مىبينيم آن را كه مسافت بس [٤]بعيد است.و اگر خداى نور ماه بر حدّ نور آفتاب رها كردى،مردم شب از روز نشناختندى،و مزدور ندانستى كه از كى تا كى كار كند،و روزهدار ندانستى كه از كى تا كى روزه دارد،و زن ندانستى كه عدّه [٥]چند گاه دارد [٦]،و مسلمانان ندانستندى كه وقت نمازشان كى باشد و وقت حجّشان كى باشد،و وامدار ندانستى [٧]كه حلول اجل [٨]كى باشد،و ندانستندى كه وقت زرع و حصادشان كى باشد،و ندانستندى كه كى بياسايند و كى طلب روزى كنند.خداى تعالى به حسن نظرش براى بندگان جبريل را بفرستاد تا پرّ خود سهبار بر روى ماه بماليد تا روشناى [٩]او با اين مقدار آمد كه مىبينند [١٠]تا شب از روز جدا شود [١١]،و ذلك قوله:
وَ جَعَلْنَا اللَّيْلَ وَ النَّهٰارَ آيَتَيْنِ -الآيه.
وَ كُلَّ إِنسٰانٍ أَلْزَمْنٰاهُ طٰائِرَهُ فِي عُنُقِهِ ،عبد اللّه عبّاس گفت:معنى آيت آن است كه هر آدمى را عمل و كردارش در گردن او كنند [١٢]تا از او جدا نباشد [١٣].بعضى دگر گفتند:آنچه تقدير كردهاند او را و بر او،طائره،اى ماله و عليه.مقاتل و كلبى گفتند:طائره،اى خيره و شرّه،نيك و بدش با او باشد،از او مفارقت نكند [١٤]تا حساب او برآوردن.حسن گفت:يمنه و شؤمه،خجستگى و ناخجستگى او،آنگه گفت:
يا بن آدم!تو را نامهاى هست افلاخته [١٥]و دو فريشته [١٦]موكّل يكى بر دست راست و
[١] .قم،آط:به مغرب.
[٢] .همۀ نسخه بدلها+محو.
[٣] .مل:برا آن.
[٤] .همۀ نسخه بدلها:سخت.
[٥] .همۀ نسخه بدلها:عدّت.
[٦] .مل:تا چه وقت بايد داشتن.
[٧] .مل:نداند.
[٨] .همۀ نسخه بدلها+او.
[٩] .آط،آز،آج،لب:روشنايى،مل:رو سياهى.
[١٠] .آج،لب:مىبيند.
[١١] .قم،مل:شد،آط،آب،آز،آج،لب:باشد.
[١٢] .مل:افگنند.
[١٣] .آط،آز،آج،لب:نشود و.
[١٤] .قم،مل:نكنند.
[١٥] .آط،آب،آز،آج،لب:برافراخته.
[١٦] مل+مقرّب.