روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٩٦ - ترجمه
روح مىدرآفريد،يعنى حيات،او گفت:اللّهم عجّل خلقى قبل غروب الشّمس،بار خدايا تعجيل فرماى در آفريدن من پيش ازآنكه آفتاب فروشود،فذلك قوله: وَ كٰانَ الْإِنْسٰانُ عَجُولاً .ضحّاك گفت از عبد اللّه عبّاس:چون روح به نام آدم رسيد تعجيل كرد،خواست تا برخيزد نتوانست،فذلك قوله: وَ كٰانَ الْإِنْسٰانُ عَجُولاً ،و حمل كردن بر عموم اولىتر باشد.
وَ جَعَلْنَا اللَّيْلَ وَ النَّهٰارَ آيَتَيْنِ ،گفت:ما شب و روز را دو آيت و دو علامت و دلالت كرديم بر وجود و وحدانيّت ما،و بر كمال قادرى و عالمى ما. فَمَحَوْنٰا آيَةَ اللَّيْلِ ،بسترديم آيت شب.ابو الطّفيل گفت:پسر كوّا پرسيد از اميرالمؤمنين -عليه السّلام-از اين سواد [١]كه در ميان ماه است [٢]،گفت:آن آيت شب است [٣]كه خداى تعالى آن را محو كرد،آن اثر محو است.عبد اللّه عبّاس گفت:خداى تعالى نور آفتاب هفتاد جزو كرد،و نور ماه همچنين و آنگه از نور ماه شست [٤]و نه جزو محو كرد و به آفتاب داد،اكنون آفتاب را صد و سى و نه جزو است از نور،و ماه را يك جزو.
وَ جَعَلْنٰا آيَةَ النَّهٰارِ مُبْصِرَةً ،و آيت روز را بينا كرديم،يعنى روشن و تابنده.
ابو عمرو بن العلاء گفت:[يعنى] [٥]يبصّر بها،و هذا من باب ليله قائم و نهاره صائم.
كسائى گفت:هو من قول العرب:ابصر النّهار اذا اضاء و صار بحالة يبصّر بها.بعضى دگر اهل علم گفتند:هذا من باب قولهم:رجل مجرب اذا كان ذا ابل جربى و رجل معطش اذا كان ذا ابل عطاش.و قال [٦]:كقرية [٧]ذى الثّلاثة المعطش.و رجل مضعف [٨]،اذا كان اصحابه ضعفاء [٩]،و كذلك النّهار مبصر[١٢٥-پ]اذا كان اهله بصراء [١٠]. لِتَبْتَغُوا ،آنگه غرض پيدا كرد،گفت:تا طلب كنى در اين روز روشن فضل و نعمت و روزى خداى،[ وَ لِتَعْلَمُوا عَدَدَ السِّنِينَ وَ الْحِسٰابَ ،و تا بدانى عدد سالها و حساب] [١١]وَ كُلَّ شَيْءٍ فَصَّلْنٰاهُ تَفْصِيلاً ،و هر چيزى را تفصيل داديم و روشن كرديم روشن كردنى.
[١] .مل:سؤال:آج،لب:سودا.
[٢] .اساس و ديگر نسخهها:ماهست/ماه است.
[٣] .مل:چيست.
[٤] .آط،مل،آز،آج،لب:شصت.
[٥] .اساس ندارد،از قم،افزوده شد.
[٦] .آب،آز+شعر.
[٧] .آج،لب:كفر به.
[٨] .آز:معطّش.
[٩] .آب،آز:ضعيفا،آج،لب:ضعفا.
[١٠] .اساس:بصيرا،به قياس نسخۀ قم تصحيح شد.
[١١] .اساس ندارد،از قم،افزوده شد.