روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٨٩ - ترجمه
بياوردند.بفرمود تا مىكشتند و خون ايشان در آن جوى مىريختند و تنهاى ايشان در آن خندق مىانداختند تا چندانى بكشت كه خون به لشكرگاه [١]او رسيد.خردوس كس فرستاد و گفت:بس كن از قتل و كشتن كه خون به ما رسيد.آنگه ازآنجا بر گرفت و به بابل رفت و قتلى عظيم در بنى اسرايل برفت.اين وقعت [٢]دوّم بود كه به بنى اسرايل فرود آمد و [٣]فتنه و فساد دوم كه كردند،چنان[كه] [٤]حقتعالى از ايشان بازگفت: وَ قَضَيْنٰا إِلىٰ بَنِي إِسْرٰائِيلَ فِي الْكِتٰابِ .در اين دو قول گفتند:يكى آنكه ، قَضَيْنٰا ،به معنى اعلمنا [٥]است و مراد به كتاب تورات است،و عبد اللّه عبّاس گفت:«قضا» [٦]،به معنى حكم است،و مراد به كتاب لوح محفوظ است.و«الى» به معنى«على» [٧]است،يعنى قضا كرديم بر بنى اسرايل در لوح محفوظ،و معنى آن [٨]باشد كه ما را از ايشان چنان [٩]معلوم بود برحسب معلوم در لوح ثبت كرديم،و وجه اوّل بهتر است براى آنكه كلام با او بر ظاهر خود است و تفسير اين قضا بر فعلى بايد كردن كه به«الى»متعدّى شود چون وحى.و معنى وحى اين جا الهام و اعلام باشد، و مثله فى معنى الوحى قوله تعالى: وَ قَضَيْنٰا إِلَيْهِ ذٰلِكَ الْأَمْرَ أَنَّ دٰابِرَ هٰؤُلاٰءِ مَقْطُوعٌ مُصْبِحِينَ [١٠]،اى اوحينا اليه. لَتُفْسِدُنَّ فِي الْأَرْضِ مَرَّتَيْنِ ،كه فساد كنى دو بار در زمين:نوبت اوّل به بختنصّر مقهور شدند و نوبت دوم به خردوس،چنانكه ذكر آن برفت.پس از آن در شام بنى اسرايل را رايتى برنداشتند و ملك از شام و نواحيش با روم و يونان افتاد،جز آنكه بقاياى بنى اسرايل بسيار شدند و در عالم پراگنده شدند [١١]و ايشان را ديانت و رياست بود در بيت المقدس و نواحى او [١٢].ملك نبود ايشان را امّا نعمت و عزّت و منعت [١٣]بود.دگرباره [١٤]بطر گرفتند ايشان [١٥]و احداث پيشه گرفتند
[١] .قم،آط،آب،مل+خردوس.
[٢] .آط،مل،آز،آج،لب:وقعه.
[٣] .همۀ نسخه بدلها:در.
[٤] .از قم،افزوده شد.
[٥] .اساس:علمنا،به قياس نسخۀ قم،تصحيح شد.
[٦] .آج،لب:قضينا.
[٧] .مل:اعلى.
[٨] .قم:اين چنان.
[٩] .قم:چنين.
[١٠] .سورۀ حجر(١٥)آيۀ ٦٦.
[١١] .قم:گشتند.
[١٢] .قم،آب،مل+و.
[١٣] .آط،آب،مل،آج،لب:منفعت،آز:شفقت.
[١٤] .آط،آب،آز،آج،لب:دگربار.
[١٥] .قم،آط،آب،آز،آج،لب:گرفت ايشان را.