روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٨٤ - ترجمه
چنين [١]گفتند كه شما دين من ندارى [٢]و معبود مرا نپرستى [٣]و ذبيحۀ ما نخورى [٤].
دانيال گفت:اجل،آرى [٥]،همچنين است.ما خداى آسمان و زمين را مىپرستيم [٦]و دين شما نداريم و ذبيحۀ شما نخوريم.او به خشم آمد و بفرمود تا چالهاى فراخ بكندند و دانيال را با پنج كس از قوم او در آن جا كردند.آنگاه شيران را گرسنه بكردند و در آنجا كردند [٧]و ايشان به صيد رفتند،گفتند:چون ما بازآييم از اينان جز استخوان مانده نباشد [٨].چون بازآمدند،درو [٩]نگريدند،ايشان را ديدند [١٠]نشسته و شيران پيش ايشان خفته و ديگرى با [١١]ايشان نشسته،ايشان [١٢]هفتكس بودند.
بختنصّر گفت:اينان شش [١٣]بودند،اين هفتم از كجا آمد؟گفتند:ما نمىدانيم.آن هفتم فرشتهاى بود كه خداى تعالى فرستاده بود او را،تا ايشان را نگاه دارد [١٤].
ازآنجا برآمد [١٥]و پنجهاى [١٦]بر روى بختنصّر زد و خداى تعالى او را مسخ كرد و از او [١٧]برميد در بيابان با وحوش و سباع مختلط شد و هفت سال ممسوخ مىبود گاهى به صورت كركس و مدّتى به صورت شير و مدّتى به صورت گاو.چنان كه دانيال گفته بود و تعبير خواب او كرده [١٨].
وهب گفت:ازآنپس خداى ملك او با او داد.وهب را پرسيدند كه:ايمان آورد يا نه؟گفت،اهل كتاب در او خلاف كردند،بعضى گفتند:ايمان آورد و توبه كرد [١٩]و بعضى گفتند:او پيغامبران را كشته بود و مسجدها سوخته.خداى توبۀ او قبول نكرد.سدّى گفت:سبب هلاك او آن بود [٢٠]در نوبت دوم كه بختنصّر دانيال
[١] .آط،آب،آز،آج،لب:ندارد.
[٢] .آب،مل،آز،آج،لب:نداريد.
[٣] .آب،مل،آز،آج،لب:نپرستيد.
[٤] .آب،مل،آز،آج،لب:نخوريد.
[٥] .مل:بلى.
[٦] .آج،لب:مىپرستم.
[٧] .آز:و آنجا كردن.
[٨] .مل:ايشان را استخوان نمانده بود.
[٩] .قم،مل:فرو.
[١٠] .قم،آط،آب،مل،آز،آج:لب يافتند.
[١١] .مل:بر.
[١٢] .همۀ نسخه بدلها:جمله.
[١٣] .آط،آب،مل،آز+كس.
[١٤] .مل:مىداشت.
[١٥] .لب:بر آمدى.
[١٦] .قم،آط،آب،مل،آز،آج،لب:تپنچه.
[١٧] .همۀ نسخه بدلها:واو.
[١٨] .قم،آط،آب،مل،آج،لب:در تعبير خواب او.
[١٩] .قم:ايمان آورده بود و توبه كرده،لب:آوردى توبه كرد.
[٢٠] .آب،آز،آج،لب:كه.