روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٧٣ - ترجمه
را،و جمع كنم پراگندگان را و جمع كنم [١]دلهاى مختلف را و هواهاى پراگنده را و امّتان متفرّق [٢]را،و امّت او را بهترين امّتان كنم كه امربهمعروف كنند و نهى منكر كنند از سر ايمان و توحيد و اخلاص،نماز براى من كنند[١٢٠-پ]،در عبادت [٣]من گاهى در قيام باشند و گاه در قعود و گاه در ركوع و گاه در سجود،و در ره من جهاد كنند صف زده،براى رضاى من هجرت كنند و نشيمن خود رها كنند،در رفتن و نشستن و خفتن و [٤]گشتن و مقام كردن خود مشغول باشند به تسبيح و تهليل و تحميد و تكبير و توحيد من،طهارت [٥]نماز نكو كنند و براى پاكيزگى جامه از ساق بردارند، قربان به خونهاى خود كنند،كتابهاى ايشان دلها باشد [٦]،به شب عابدان باشند،به روز [٧]شيران،و اين فضل من است به آنكس دهم [٨]كه من خواهم.
چون شعيا [٩]از اين خطبه بپرداخت و اين كلام به آخر آورد،بنى اسرايل [١٠]آهنگ او كردند تا او را بكشند،از ايشان بگريخت.خداى تعالى درختى بر [١١]او بشكافت تا او در آنجا گريخت و درخت فراهم آمد.شيطان بيامد و گوشۀ جامۀ او از درخت بيرون كشيد،تا ايشان بديدند [١٢]تدبيرى ندانستند در بيرون آوردن او ازآنجا [١٣]جز آنكه ارّه بياوردند و او را در آن درخت بريدند.خداى تعالى از پس او بر [١٤]بنى اسرايل [١٥]خليفتى فروداشت [١٦]نام او ناشية بن اموص [١٧]و در عهد او خضر را به پيغامبرى بفرستاد و نام او ارميا بن [١٨]حليقا [١٩]بود و از [٢٠]سبط هارون بن عمران بود و او را براى آن خضر خواندند كه او بر پرستينى سپيد نشست،چون برخاست سبز بود [٢١].و گفتند:براى آن
[١] .در اساس لفظ«كنم»تكرار شده است،قم+به او.
[٢] .مل:مفترق.
[٣] .مقم:عبادتگاه.
[٤] .آط:خواستن و،آج:و خاستن.
[٥] .آج،لب:و طهارت.
[٦] .همۀ نسخه بدلها بجز قم:دلهاى ايشان بود،قم:دلها بود.
[٧] .همۀ نسخه بدلها:و به روز.
[٨] .آط،آب،آز،آج،لب:خواهم.
[٩] .قم+عليه السّلام.
[١٠] .همۀ نسخه بدلها بجز قم:بنى اسرائيل.
[١١] .همۀ نسخه بدلها:براى.
[١٢] .همۀ نسخه بدلها بجز قم و مل:بدانستند.
[١٣] .مل:آن درخت.
[١٤] .همۀ نسخه بدلها بجز قم و مل:در.
[١٥] .همۀ نسخه بدلها بجز قم:بنى اسرائيل.
[١٦] .آط،آب،مل،آج،لب:فراداشت.
[١٧] .قم،آب،آز:امرص.
[١٨] .آط،مل،آز،آج،لب:ارميان بن.
[١٩] .قم:خلقيا،آط،آب،آج،لب:حلفيا،آز:حلينا.
[٢٠] .آط،آج،لب:و او از.
[٢١] .مل:شد.