روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٦٢ - ترجمه
ايشان كرد كه:بفرستيم بر شما،و معنى بعث در آيت تخليت و تمكين است بر سبيل خذلان به جزاى [١]كفر و معصيت ايشان چنان كه گفت: أَنّٰا أَرْسَلْنَا الشَّيٰاطِينَ عَلَى الْكٰافِرِينَ تَؤُزُّهُمْ أَزًّا [٢].اين قول حسن بصرى است،و ابو على گفت:معنى امر است پيغامبران و پادشاهان بنى اسرايل را به قتال ايشان بر سبيل جهاد، عِبٰاداً لَنٰا أُولِي بَأْسٍ شَدِيدٍ ،بندگانى از آن ما خداوند [٣]قوّت و شجاعت سخت.عبد اللّه عبّاس و قتاده گفتند:آنكه مبعوث و مسلّط بود بر ايشان در نوبث [٤]اوّل جالوت بود،تا آنگاه كه خداى تعالى او را هلاك كرد بر دست داود [٥].سعيد بن المسيّب [٦]گفت:بختنصّر- بود.سعيد جبير گفت:سنخاريب [٧]بود [٨].قوله: فَجٰاسُوا خِلاٰلَ الدِّيٰارِ ،بجستند ميان ساريها [٩]،و الجوس،تخلّل الدّيار طالبا ما فيها،و الجوسان،ايضا مصدر له،و قال حسّان:
و منّا الّذى لاقى [١٠]بسيف محمّد
فجاس به الاعداء عرض العساكر
و گفتهاند:«جوس [١١]»طلب [١٢]به استقصا باشد.
وَ كٰانَ وَعْداً مَفْعُولاً ،و آن وعدهاى بود لا محال [١٣]كائن و بودنى و كردنى،و در قرب وجود بمثابت [١٤]كرده.
آنگه گفت: ثُمَّ رَدَدْنٰا لَكُمُ الْكَرَّةَ عَلَيْهِمْ ،پس از آن [١٥]ما شما را بر ايشان دولت و كرّت و رجعت داديم و شما را دست بر ايشان قوى كرديم و مدد كرديم شما را به مالها و فرزندان نرينه،يعنى شما را مدد و عدّه [١٦]داديم تا توانگر [١٧]و بسيار شدى. وَ جَعَلْنٰاكُمْ أَكْثَرَ نَفِيراً [١٨]،و شما را كرديم بيشتر به انصار و اعوان،و نصب او بر تمييز است.زجّاج گفت:روا بود كه نفير جمع نفر باشد،كعبيد.فرّاء گفت،گفتهاند:نام مردى است كه خداى تعالى او را برگماشت تا بختنصّر را بكشت و ملك با
[١] .مل:گناه.
[٢] .سورۀ مريم(١٩)آيۀ ٨٣.
[٣] .قم،آط،آب،آز،آج،لب:خداوندان.
[٤] .مل:تورات.
[٥] .همۀ نسخه بدلها+در مملكت طالوت.
[٦] .مل:سعيد جبير.
[١٨] [٧] .قم،آط،آب،آز،آج،لب:سخاريب.
[٨] .همۀ نسخه بدلها،بجز مل+حسن بصرى گفت عمالقه بودند.
[٩] .آط،مل،آج،لب:سراها.
[١٠] .آج،لب:لافى.
[١١] .آط،آج،لب:چون.
[١٢] .آط،آج،لب:طالب.
[١٣] .همۀ نسخه بدلها:لا محاله.
[١٤] .آط،آب،آز،آج،لب:نشانه.
[١٥] .آط،آب،آز،آج،لب:ايشان.
[١٦] .همۀ نسخه بدلها:عدد.
[١٧] .آط،آب،آز:تونگر.