روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٥٠ - ترجمه
يعنى جهودان.حقتعالى گفت:
ذلك ذلك و لامّتك ،آن [١]تو راست و امّت تو را.من گفتم: رَبَّنٰا وَ لاٰ تُحَمِّلْنٰا مٰا لاٰ طٰاقَةَ لَنٰا بِهِ... [٢]،بار خدايا چيزى بر ما منه كه ما طاقت آن نداريم.حقتعالى گفت:بكردم آن به تو و امّت تو.من گفتم:ربنا! وَ اعْفُ عَنّٰا وَ اغْفِرْ لَنٰا... [٣]،ما را عفو كن [٤]از خسف،
و اغفر لنا من القذف ،و ما را بيامرز از قذف،
و ارحمنا من المسخ ،و ما را ببخشا از مسخ. أَنْتَ مَوْلاٰنٰا ،تو[١١٥-پ]خداوند ما اى،نصرت ده ما را بر كافران.حقتعالى گفت:بكردم اين به تو و امّت تو.
گفتم:بار خدايا پيغامبرانى را كه پيش از من [٥]بودند كرامتها دادى، ابراهيم [٦]را خليل گرفتى [٧]و با موسى سخن گفتى و ادريس را مكان [٨]بلند دادى و سليمان را مكلى عظيم دادى و داود را زبور دادى.بار خدايا!مرا چيست؟گفت:
يا محمّد!تو را حبيب [٩]گرفتم چنان كه ابراهيم را خليل گرفتم و با تو سخن گفتم چنان كه با موسى،و تو را فاتحة الكتاب دادم و خواتيم [١٠]سورة البقره-و آن از كنزهاى عرش است-و از پيش تو به هيچ پيغامبر [١١]ندادم.و تو را به جمله اهل زمين فرستادم [به سياه و سپيد و انس و جنّ،و از پيش تو هيچ پيغامبر را چنين نفرستادم] [١٢]و برّ و بحر [١٣]را مسجد [١٤]و طهور تو كردم [١٥]و امّت تو[و امّت تو را فىء و غنيمت حلال كردم و پيش از تو كس را نبود] [١٦]و تو را به ترس نصرت كردم تا دشمنان تو از تو مىترسند بر يكماهه راه،و قرآن كه سيّد كتابهاست بر تو انزله كردم و ذكر تو رفيع كردم تا هرچه تو را ياد دادم از شرايع و دين تو [١٧]همه ياد دارى و تو را به جاى تورات«مثانى» دادم و به جاى انجيل«مايين» [١٨]دادم و به جاى زبور«حواميم» [١٩]و تو را بمفصّل
[١] .آز:اين.
[٣] [٢] .سورۀ بقره(٢)آيۀ ٢٨٦.
[٤] .قم:بكن.
[٥] .همۀ نسخه بدلها غير از مل:پيش من.
[٦] .اساس،قم،آط،آز،مل:ابرهيم.
[٧] .مل:كردى.
[٨] .قم:مكانى.
[٩] .آج،لب+خود.
[١٠] .همۀ نسخه بدلها بجز قم:خواتم.
[١١] .مل:هيچ پيغامبر را،آج،لب:به هيچ امّت.
[١٢] .اساس،افتادگى دارد،از قم افزوده شد.
[١٣] .همۀ نسخه بدلها+زمين،از قم،افزوده شد.
[١٤] .همۀ نسخه بدلها:به مسجد.
[١٥] .آط،آج،لب:كردهام.
[١٦] .اساس افتادگى دارد،از قم افزوده شد.
[١٧] .همۀ نسخه بدلها:خود.
[١٨] .آط،آج،لب:ماين،مل:مائى،آب،در حاشيه با خطى متفاوت با متن:يس.
[١٩] .قم+دادم.