روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٥ - ترجمه
و انواع مختلف كه يك با يك نماند.«الوان»شايد تا حمل كنند بر حقيقت و شايد تا حمل كنند بر انواع و شايد كه حمل كنند بر هر دو وجه به نزديك ما،چه لفظ به يك [١]عبارت توان كردن از دو معنى مختلف و از حقيقت و مجاز و اين مسألهاى است از اصول الفقه كه يعبّر باللّفظة الواحدة [٢]عن المعنيين المختلفين و عن الحقيقة و المجاز،كقولهم:إذا غاب الشّفق فصلّ العشاء الآخرة،و أراد الحمرة و البياض معا.
و إذا لمست جاريتك فأعد الطّهارة،و أراد باللّمس [٣]و الجماع معا. إِنَّ فِي ذٰلِكَ لَآيَةً ، در اين آيتى و علامتى هست گروهى را كه انديشه كنند.و قوله يَذَّكَّرُونَ اصله:
يتذكّرون،قلبت التّاء ذالا،ثمّ ادغمت فى الذّال.
وَ هُوَ الَّذِي سَخَّرَ الْبَحْرَ ،او آن خداست كه مسخّر بكرد دريا را تا ازآنجا [٤]گوشت تازه مىخورى،مراد ماهى است.و از اين آيت نتوان دانستن [٥]كه هر ماهى كه در دريا باشد [٦]حلال است بل بيشتر انواع ماهى إمّا حرام است او مكروه است،و از ماهى حلال آن باشد كه فلوس دارد و آنچه بر او فلس [٧]نباشد نشايد خوردن.و طريا،به همز نشايد براى آنكه اصل او از طرو و طراوت [٨]است: وَ تَسْتَخْرِجُوا ،و نيز تا بيرون آرى از او يعنى از دريا، حِلْيَةً ،حليتى [٩]كه درپوشى از لؤلؤ و مرجان و انواع خرز كه از دريا برآرند.
يحيى بن اسماعيل گفت:مردى به نزديك باقر-عليه السّلام-آمد او را گفت:مرا بر حلىّ زنان زكات بايد دادن؟گفت:نه،هى كما قال اللّه تعالى: حِلْيَةً تَلْبَسُونَهٰا .
وَ تَرَى الْفُلْكَ مَوٰاخِرَ فِيهِ ،و كشتيها بينى در او مواخر.عبد اللّه عبّاس گفت:جوارى يعنى رونده.سعيد جبير گفت:معترضة،پديد آمده.قتاده و مقاتل گفتند:مقبلة و مدبرة،روىها كرده [١٠]بهرى،و بهرى پشت بركرده بهيكبار.حسن بصرى
[١] .قم:چه به يك لفظ،آط،آج،لب:هر چيزى كه لفظ بهيكبار،آب،آز:چه چيزى كه لفظ بهيكبار.
[٢] .قم:باللفظ الواحد.
[٣] .جميع نسخهها:اراد اللّمس.
[٤] .آط،آب،آز،آج،لب+كه.
[٥] .آط،آب،آز،آج،لب:دانست.
[٦] .آط،آب،آز،آج،لب:درد رياست.
[٧] .آز:فلوس.
[٨] .اساس:طورات،با توجّه به اتّفاق نسخهها تصحيح شد.
[٩] .آط،آب،آز،آج،لب:حلى.
[١٠] .آط،آب،آز،آج،لب:فراكرده.