روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٤٧ - ترجمه
رسول-عليه السّلام-گفت:چون به سدرۀ منتهى رسيدم مىشناختم كه آن درخت سدره است به شاخ و برگش جز كه نورى برآن درخت نشست از نورهاى خداى تعالى كه وصف آنكس نداند و هو قوله: إِذْ يَغْشَى السِّدْرَةَ مٰا يَغْشىٰ [١].و فريشتگان [٢]كه عدد ايشان جز خداى نداند بر صورت ملخ زرّين بيامدند و برآن درخت نشستند و چندانى [٣]فريشته بودند [٤]گروه گروه [٥]پيرامن آنكه عدد ايشان جز خداى نداند.
و در مسائل عبد اللّه سلام آمد كه از رسول [٦]-عليه السّلام-از سدرۀ منتهى پرسيد.
گفت:درختى است در آسمان هفتم او را هزار هزار شاخ است،بر هر شاخى هزار هزار ازگ است بر هر ازگى هزار هزار برگ است،هر برگى [٧]چندان كه هزار هزار كردوس فريشته را سايه كند در هر كردوسى هزار هزار فريشته.گفت [٨]:مقام جبريل در ميان آن درخت بود،چون به آنجا رسيديم [٩]جبريل بازايستاد و مرا گفت [١٠]:پيش رو.گفتم:يا جبريل تو پيش رو.گفت:نه.تو بر خداى گرامىترى از من و مقام من بيش از اين نيست،و ذلك قوله: وَ مٰا مِنّٰا إِلاّٰ لَهُ مَقٰامٌ مَعْلُومٌ [١١].
و روايت دگر [١٢]آن است كه جبريل-عليه السّلام-رسول را پيش كرد و او براثر [١٣]مىرفت،گفت تا برسيديم [١٤]به حجابى كه آن را«حجاب فراش [١٥]زر» گويند.جبريل-عليه السّلام-حجاب بجنبانيد.گفتند [١٦]:كيست؟گفت:جبريل است و محمّد با من است،فريشتۀ موكّل [١٧]بر حجاب گفت:اللّه اكبر و دست از حجاب بيرون كرد و مرا در برگرفت [١٨]و جبريل-عليه السّلام-از من بازايستاد.من جبريل[را] [١٩]گفتم در چنين جاى مرا رها مىكنى؟گفت:يا محمّد!اين جاى
[١] .سورۀ نجم(٥٣)آيۀ ١٦.
[٢] .قم:فريشتگانى.
[٣] .همۀ نسخه بدلها بجز قم:چندان.
[٤] .همۀ نسخه بدلها:بودند.
[٥] .قم،مل:گرد برگرد،ديگر نسخه بدلها:گرداگرد.
[٦] .قم+را.
[٧] .مل:و بر هريك برگى.
[٨] .قم+و ديگر نسخه بدلها:و گفت.
[٩] .قم،آط،آز،آج،لب:رسيدم.
[١٠] .مل+تو در.
[١١] .سورۀ صافات(٣٧)آيۀ ١٦٤.
[١٢] .همۀ نسخه بدلها:ديگر.
[١٣] .مل+رسول عليه السّلام.
[١٤] .آز:برسيدم.
[١٥] .قم:فرش.
[١٦] اساس:گفت،با توجّه به قم،تصحيح شد.
[١٧] .قم:فريشتهاى كه موكّل بود.
[١٨] .مل:مرا برگرفت.
[١٩] .از قم،افزوده شد.