روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٣٨ - ترجمه
بكرد و مرا و مادرم را پناه داد از شيطان رجيم.
آنگه من گفتم:شما همه بر خداى ثنا گفتى و من نيز بر خداى ثنا گويم [١]به احسانى كه با من كرد سپاس خدا را كه مرا به رحمت جهانيان كرد و مرا به كافّة النّاس فرستاد به بشارت و إنذار [٢]و قرآن بر من أنزله كرد كه در او بيان همه چيزى است [٣]،و امّت مرا بهترين امّتان كرد و امّت مرا امّتى [٤]وسط كرد و امّت مرا اوّلينان و آخرينان كرد،و مرا شرح صدر كرد و بار گران از من فرونهاد،و ذكر من رفيع كرد [٥]و مرا به فاتح [٦]و خاتم كرد.إبراهيم [٧]-عليه السّلام-گفت
بهذا فضلكم محمّد، محمّد را اين [٨]بر شما فزون آمد آنگه سه إنا بياوردند سرپوشيده:يكى را آب در بود و يكى را شير و يكى را مىّ.من اناى آب بستدم و بازخوردم اندكى و اناى شير بستدم و بازخوردم تمام.چون خمر عرضه كردند [٩]من گفتم:مرا حاجت نيست كه من سيراب شدم.مرا گفت:اين بر امّت تو حرام خواهند كردن [١٠]،گفتند:اگر آب بسيار بازخورديت [١١]امّتت [١٢]به غرق مبتلا شدندى [١٣].و اگر خمر مى بازخورديت [١٤]امّتت به خمر مولع شدندى و اجتناب نكردندى [١٥].
آنگه جبريل-عليه السّلام-دست من گرفت [١٦]و مرا به نزديك آن سنگ برد كه پايۀ معراج بر او نهاده بود،و آن صخرۀ بيت المقدّس است پاى معراج برآن سنگ [١٧]بود و بالاى آن [١٨]به آسمان پيوسته بر صفتى كه از آن نكوتر هيچ نديده بودم يك قائمۀ او از ياقوت سرخ بود و يك قائمۀ از زمرّد سبز و پايهاى او يك از سيم و يكى از زر بود و يكى از زمرّد و مكلّل [١٩]به درّ و ياقوت و آن،آن معراج [٢٠]است كه ملكالموت از او
[١] .اساس:گوييم،با توجه به قم و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٢] .قم:نذارت.
[٣] .آط،آب،آج:كرده،آز،لب:كرده است.
[٤] .همۀ نسخه بدلها بجز قم:امّت.
[٥] .قم:مرا ذكر رفع كرد،آب،آج:ذكر من رفع كرد.
[٦] .آب،آز:مرا فاتح.
[٧] .اساس،قم،آط،آب،آز:ابرهيم.
[٨] .همۀ نسخه بدلها:محمّد به اين.
[٩] .همۀ نسخه بدلها بجز قم:عرض كردند.
[١٠] .همۀ نسخه بدلها:مرا.
[١٤] [١١] .همۀ نسخه بدلها بجز قم:مىخوردى.
[١٢] .آز،لب:امّت تو.
[١٣] .همۀ نسخه بدلها بجز قم:مىشدند.
[١٥] .همۀ نسخه بدلها بجز قم:مىشدند و اجتناب نمىكردند.
[١٦] .آج،لب:بگرفت.
[١٨] .قم،آط،آب،آز:او.
[١٧] .قم+نهاده.
[٢٠] .همۀ نسخه بدلها:و اين آن معراج.
[١٩] .همۀ نسخهها:زمرّد مكلّل.