روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٣٦ - ترجمه
ازآنجا برفتم تا به بيت المقدّس رسيدم جماعتى فريشتگان را ديدم آنجا كه از آسمان فرود آمده بودند بر من سلام كردند و مرا تحيّت كردند [١]و بشارت دادند به كرامت از جهت خداى تعالى.مرا گفتند:
السّلام عليك يا اوّل يا آخر يا حاشر، من جبريل[را] [٢]گفتم:اين چه خطاب است كه اينان مىگويند؟گفت:مىگويند:
سلام بر تو [٣]اى اوّل،يعنى تو اوّل كسى كه فردا [٤]قيامت از گور برخيزد [٥].و آخرى [٦]به آن معنى كه ختم و آخر پيغامبرانى،و حاشرى به آن معنى كه حشر قيامت به تو و امّت تو برخيزد.
برفتيم تا [٧]در مسجد بيت المقدّس رسيديم [٨].جبريل-عليه السّلام-گفت:فرود آى.من فرود آمدم او اسپ مرا در حلقۀ در مسجد بست به خطامى از حرير بهشت[و گفت:اين آن حلقه است كه پيغامبران چهار پايان خود در او بستندى،چون اين جا آمدندى.] [٩]چون در مسجد شدم پيغامبران را ديدم آنجا.
و در حديث ابو العاليه چنان است كه گفت:ارواح پيغامبران [١٠]ديدم آنجا از عهد إدريس و نوح تا به روزگار عيسى-عليه السّلام [١١]-خداى تعالى ايشان را جمع كرده بود،بر من سلام كردند و مرا همان تحيّت كردند كه فريشتگان كرده بودند.من گفتم:اى جبريل اينان كهاند؟گفت:اينان برادران تواند از انبيا و رسولان،قريش دعوى مىكنند كه خداى را انباز است،و جهودان و ترسايان مىگويند خدا را [١٢]فرزند است.بپرس از پيغامبران تا خدا را شريك هست؟و ذلك قوله [١٣]: وَ سْئَلْ مَنْ أَرْسَلْنٰا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رُسُلِنٰا أَ جَعَلْنٰا مِنْ دُونِ الرَّحْمٰنِ آلِهَةً يُعْبَدُونَ [١٤].ايشان اقرار دادند خداى را به ربوبيّت و توحيد.
آنگه همه را جمع كرد و با فريشتگان[١١٢-پ]به صفها بداشت و دست من گرفت و مرا در پيش ايشان داشت تا به ايشان [١٥]امامت نماز كردم،دو ركعت نماز
[١] .قم:گفتند.
[٢] .از قم،افزوده شد.
[٣] .قم+باد.
[٤] .قم،آج،لب:فرداى.
[٥] .همۀ نسخه بدلها بجز قم:برخيزى.
[٦] .همۀ نسخه بدلها:و آخر.
[٧] .همۀ نسخه بدلها+به.
[٨] .آب،آز:رسيدم.
[٩] .اساس:ندارد،از قم افزوده شد.
[١٠] .آط،آز،آج،لب+را.
[١١] .قم،آب،آز:عليهم السّلام.
[١٢] .همۀ نسخه بدلها بجز قم+زن و.
[١٣] .همۀ نسخه بدلها+تعالى.
[١٤] .سورۀ زخرف(٤٣)آيۀ ٤٥.
[١٥] .همۀ نسخه بدلها:با ايشان.