روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٣٢ - ترجمه
بايست تا از تو چيزى پرسم.من براندم و التفات نكردم.
چون ازآنجا برفتم [١]عجوزى [٢]پيش من آمد آراسته به انواع زينت[١١١-پ]مرا گفت [٣]:توقف كن تا تو را چيزى گويم.من اسپ براندم و به او نگاه نكردم.
چون ازآنجا بگذشتم من جبريل را گفتم:يا جبريل اين [٤]كه بود كه مرا ندا كرد از دست راست؟گفت:آن داعيۀ جهودان بود،نيك كردى كه جوابش ندادى كه اگر او را جواب داديت [٥]،امّت تو به جهود ميل كردندى.گفتم:آنكه بود كه از چپ مرا ندا كرد؟گفت:آن داعيۀ ترسايان بود و اگر [٦]جواب داديت [٧]او را،امّت تو به ترساى [٨]ميل كردندى.گفتم:آن عجوز كه بود كه از پيش من برآمد [٩]،مرا گفت توقّف كن؟گفت:آن [١٠]دنيا بود و اگر او را جواب داديت [١١]امّت تو به دنيا ميل كردندى.
چون ازآنجا برفتيم [١٢]دو إنا [١٣]پيش من آوردند:يكى را آب در بود و يكى را خمر [١٤]،من اناى آب بستدم و بازخوردم.چون خمر عرضه كردند،گفتم:نخواهم كه سيراب شدم.جبريل مرا گفت:نيك كردى كه خمر نخواستى و الّا امّت تو مولع شدندى به خمر خوردن.گفت:ازآنجا بگذشتم گروهى را ديدم كه چيزى مىكشتند و حالى به بر [١٥]مىآمد و مىدرويدند [١٦]و ديگرباره مىكشتند.من گفتم:
اى جبريل [١٧]اينان كهاند؟گفت:اينان [١٨]مجاهداناند در سبيل خدا،كه حسنات ايشان مضاعف مىكنند به هفتصد [١٩]ضعف و آنچه نفقه كنند از مال خداى،عوض بازدهند [٢٠]ايشان را.
[١] .آط،آب،آج،لب:برفتيم.
[٢] .قم+ديدم.
[٣] .همۀ نسخه بدلها+يا محمّد.
[٤] .آب،آز،آج،لب:آن.
[٥] .قم:دادى،آط،آج،لب:دادهاى،آب،آز:مىدادى.
[٦] .آط،آب،آز،آج:اگرش.
[١١] [٧] .قم،آب،آز،لب:دادى،آط،آج:داديى.
[٨] .همۀ نسخه بدلها بجز قم:به ترسايى.
[٩] .آط،آب،آز،آج:بازآمد.
[١٠] .آط،آب،آز،آج+زن.
[١٢] .همۀ نسخه بدلها:برفتم.
[١٣] .آط،آج،لب:اناى،آب،آز:انايى.
[١٤] .قم:در يكى آب بود و در يكى خمر،لب:آب در او بود و يكى را خمر.
[١٥] .قم:بيرون،آط،آب،آز،آج،لب:به درو.
[١٦] .قم:درودند.
[١٧] .آط،آز،آج،لب+را.
[١٨] .قم،آط،آز،آج،لب:اين.
[١٩] .آط،آج:هفصد.
[٢٠] .قم:دهد.