روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٣٠ - ترجمه
امّ هانى و مالك بن صعصعه به اختلاف الفاظ و اتّفاق معانى،و حديث بعضى داخل است در حديث بعضى،آن است كه:رسول-صلّى اللّه عليه و على آله-گفت:من به مكّه بودم [١]،بين النّائم و اليقظان،ميان خفته و بيدار [٢].به يك روايت گفت:در حجر بودم و آن جايى است در پس [٣]خانۀ كعبه،و به يك روايت در خانۀ امّ هانى.و مرا گفتند [٤]:برخيز [٥]،برخاستم و بيرون آمدم و مرا فرمودند [٦]تا به آب زمزم غسل كنم.و به يك روايت انايى بياوردند و آب كوثر با خود داشتند [٧]با آب زمزم بياميختند [٨]مرا فرمودند تا از آن آب وضو كردم.
و امّا حديث [٩]
شقّ البطن و غسل [١٠]القلب، اين [١١]حديثى منكر است عقلا و شرعا و وجوه فساد آن گفته شود-إن شاء اللّه فى قوله: أَ لَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَكَ [١٢]. ، آنگه مرا از مسجد بيرون [١٣]آوردند بر در مسجد براق ايستاده [١٤]بود،و آن اسپى بود از خر مهتر و از شتر [١٥]كهتر [١٦]،رويش چون روى آدميان بود،و دنبالش چون دنبال شتر [١٧]و سمّ او چون سم گاف [١٨]و برش چون برش اسپ،و دست و پايش چون دست و پاى شتر بود،و سينهاش [١٩]چون ياقوت سرخ بود و پشتش چون درّ سپيد بود، زينى از زينهاى بهشت بر او نهاده،و او را دو پر بود چون پر طاوس،رفتنش چون برق بود و يك گام او [٢٠]نچشم زخم بود.آن اسب را پيش من كشيدند و گفتند:برنشين كه اين اسپ ابراهيم خليل است كه بر او خانۀ كعبه را زيارت كردى.چون خواستم
[١] .آج،لب+و.
[٢] .آط،آج،لب:بيدار.
[٣] .همۀ نسخه بدلها:از پس.
[٤] .قم:جبريل مرا گفت،آط،آب،آز:جبريل آمد-عليه السّلام-و مرا گفت،آج:جبرئيل-عليه السلام-آمد و مرا گفت.
[٥] .همۀ نسخه بدلها+من.
[٦] .قم،آب،آز:فرمود.
[٧] .قم+تا.
[٨] .همۀ نسخه بدلها+و.
[٩] .آط،آج،لب:و احاديث.
[١٠] .قم:قلب.
[١١] .قم:آن.
[١٢] .سورۀ انشراح(٩٤)آيۀ ١.
[١٣] .آج:برون.
[١٤] .آط،آج،لب:استاده.
[١٧] [١٥] .قم:استر.
[١٨] [١٦] .آج،لب+و دنبالش چون دنبال شتر بود و برش او چون برش اسپ بود.
[١٩] .همۀ نسخه بدلها:سينهاش.
[٢٠] .همۀ نسخه بدلها بجز قم+يك.