روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٠٦ - ترجمه
دل تعلّق دارد و آنچه بر زبان رود [١]حكايت كفر و ايمان باشد.
اما حكم آيت اجماع علماست بر آنكه آن را كه او را اكراه كنند بر كفر يا بر معصيتى از معاصى:به تهديد قتل و ضرب و ايذا و ايلام،او را روا باشد كه آنچه او را برآن اكراه مىكنند،بكند[١٠٦-ر]و آنچه دون قتل بود اولىتر آن بود كه تحمّل كند براى خداى تا ثوابش بيشتر باشد.
اما اكراه در بيع و عقد [٢]و ساير عقود شرعى آن عقد به اكراه [٣]نبندد [٤]باتّفاق.
امّا طلاق،فقها در او خلاف كردند:اهل عراق طلاق مكره روا دارند و گويند:
واقع باشد،و همچونين [٥]گويند:در إكراه بر نذور [٦]و سوگند و رجعت و آنچه مانند اين بود.و مذهب اهل البيت [٧]و مالك و اوزاعى و شافعى آن است كه طلاق مكره و نذور [٨]سوگند او برنيوفتد [٩]و اين قول بيشتر صحابه است.و شعبى را در طلاق قولى است [١٠]مخالف اجماع،و آن آن است كه گفت:چون [١١]إكراه از سلطان باشد واقع نبود و چون از سلطان نباشد واقع بود.
ذٰلِكَ بِأَنَّهُمُ اسْتَحَبُّوا الْحَيٰاةَ الدُّنْيٰا ،«ذلك»اشارت است به عذاب و غضب،گفت آن براى آن است كه ايشان اختيار كردند زندگانى دنيا [١٢]بر آخرت و خداى تعالى هدايت ندهد كافران را برآن تاويلها كه گفته شد [١٣]از لطف يا [١٤]حكم و [١٥]تسميت ياره [١٦]بهشت.
ثُمَّ إِنَّ رَبَّكَ ،پس خداى تو اى محمّد آنان راست يعنى رضاى خداى تو و ثواب او،على حذف المضاف و اقامة المضاف إليه مقامه،آنان راست كه هجرت كنند و وطن خود رها كنند و از مكّه در موافقت [١٧]رسول به [١٨]مدينه آيند پس از آنكه ايشان را
[١] .آط:بود.
[٢] .همۀ نسخه بدلها:عتق.
[٣] .همۀ نسخه بدلها:با اكراه.
[٤] .آز:بندد.
[٥] .همۀ نسخه بدلها:همچنين.
[٦] .همۀ نسخه بدلها بجز قم:نذر
[٧] .همۀ نسخه بدلها بجز قم:اهل بيت.
[٨] .همۀ نسخه بدلها:نذر و.
[٩] .همۀ نسخه بدلها بجز قم:بر نيفتد.
[١٠] .همۀ نسخه بدلها:هست.
[١١] .همۀ نسخه بدلها بجز قم:چو.
[١٢] .همۀ نسخه بدلها+را.
[١٣] .همۀ نسخه بدلها بجز قم:گفته شده.
[١٤] .آط،آج،لب:و،آب،آز:و يا.
[١٥] .آب،آز+يا.
[١٦] .قم،آب،آز:و يا راه،آط،آج،لب:يا راه.
[١٧] .قم:به موافقت.
[١٨] .همۀ نسخه بدلها بجز قم:با.