روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٠٤ - ترجمه
و مبارز مىافگند از چپ و راست تا مجروحش بكردند [١]و جراحات بسيار بر اندامش كردند [٢]بيامد و آبى خواست شربهاى [٣]شير به او دادند.او آن شربۀ [٤]شير بستد و گفت:صدق اللّه و صدق رسوله [٥].خدا و پيغامبر راستيگرند [٦]چون او را بكشتند هر دو لشكر را معلوم شد كه معاويه و لشكرش باغىاند،از قتال أمير المؤمنين بازايستادند.عمرو عاص گفت:نمىدانى شما كه او را على كشت كه اگر على او را به كالزار [٧]نياوردى او كشته نشدى.ايشان دلخوش شدند و با سر كالزار [٨]شدند.اميرالمؤمنين را بگفتند كه:عمرو چه گفت؟گفت:اى ملعون كه اوست اگر چنين باشد پس هركس [٩]را كه رسول به كالزار [١٠]برد در بدر و [١١]حنين و احد و ديگر وقايع همه را پيغامبر كشته باشد.و در مسائل پسر كوّا كه أمير المؤمنين را پرسيد،از عمّارش پرسيد،گفت:
خالط الايمان لحمه و دمه و هو محرّم على النّار، گفت:ايمان با گوشت و خون عمّار آميخته شده است و او [١٢]بر آتش حرام است.و اخبار در فضايل عمّار بسيار است.
مجاهد گفت:آيت در جماعتى مسلمانان آمد از اهل مكّه كه ايمان آورده بودند [١٣]مهاجريان گفتند:اگر هجرت نكنى [١٤]و با مدينه نيايى [١٥]از ما هيچ نه [١٦]اى.
برخاستند تا با مدينه آيند،قريش ايشان را در راه بگرفتند و عذاب كردند.ايشان كلمت كفر گفتند [١٧]بر كراهت خود.
محمّد بن سيرين گفت:آيت در عيّاش بن أبى ربيعه آمد و او از جملۀ مهاجران اوّل بود و او سخت طاعت دار مادر و پدر بود و [١٨]برّ بود به مادر،مادرش از مكّه پيغام فرستاد و گفت:من نذر كردهام كه طعام سير نخورم و در سايه ننشينم تا تو را
[١] .آب،آز:كردند.
[٢] .آط،آج،لب:بكردند.
[٣] .آب،آز،آج،لب:شربت.
[٤] .آط،آب،آز،آج،لب:شربت.
[٥] .آب،آز:رسول اللّه.
[٦] .همۀ نسخه بدلها بجز قم،عبارت عربى را معنى نكردهاند.
[١٠] [٨] [٧] .همۀ نسخه بدلها:كارزار.
[٩] .آج،لب:هركسى.
[١١] .قم+در.
[١٢] .همۀ نسخه بدلها:آن.
[١٣] .همۀ نسخه بدلها بجز قم:آوردند.
[١٤] .آز:نكند.
[١٥] .قم:نياى،آز:نيايد.
[١٦] .آز:نه آيد.
[١٧] .آط،آب،آز،آج،لب:بگفتند.
[١٨] .همۀ نسخه بدلها بجز قم+او.