روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٠١ - ترجمه
دروغ گويد؟گفت:نه، إِنَّمٰا يَفْتَرِي الْكَذِبَ الَّذِينَ لاٰ يُؤْمِنُونَ بِآيٰاتِ اللّٰهِ ،اگر خبر درست باشد،اين كذب مخصوص باشد بالكذب على اللّه،به دروغ بر خداى با اعتقاد جواز آن.و از بعضى صحابه روايت كردند كه او گفت:ايّاكم و الكذب فانّه مجانب للإيمان،گفت:دور باشى از دروغ گفتن،كه دروغ گفتن مجانب ايمان است،يعنى با ايمان به يك جا نباشد بر اين تاويل كه گفتيم.
مَنْ كَفَرَ بِاللّٰهِ مِنْ بَعْدِ إِيمٰانِهِ ،نحويان خلاف كردند در اين«من»و محلّ او از اعراب.
كوفيان گفتند:«من»شرط است و محلّ او رفع است به ابتدا،و قوله: مَنْ شَرَحَ بِالْكُفْرِ صَدْراً ،بدل است از او،و قوله: فَعَلَيْهِمْ غَضَبٌ ،اين جمله جواب هر دو شرط است براى آنكه دو جمله است شرطى،متعلّق به يكديگر،قالوا و مثله قول القائل:من يأتنا فمن يكرمنا،منهم فله منّا الاكرام.
و بصريان گفتند:«من»،موصوله است و او بدل است از آن جمله كه در پيش رفت من قوله: إِنَّمٰا يَفْتَرِي الْكَذِبَ الَّذِينَ ،«من»بدل الذين است،يعنى انّما يفترى الكذب غير المؤمنين الكافرون.آنگه استثنا كرد از ايشان مكرهان را،گفت [١٠٥-ر]: إِلاّٰ مَنْ أُكْرِهَ ،مگر آن را كه [١]مكره باشد كه حكم او مخالف اين حكم باشد و روا بود كه«من»استفهامى باشد و معنى آن بود [٢]كه كه باشد كه كافر شود از پس ايمان؟إلا آنكس كه [٣]مكره بود [٤]،يعنى هيچ عاقل اختيار ارتداد نكند و نه اظهار كلمت كفر از پس ايمان،الّا بر سبيل إكراه.و اين وجهى قريب است-و اللّه اعلم بمراده.
عبد اللّه عبّاس گفت:آيت در عمّار ياسر آمد كه مشركان مكه او را بگرفتند و پدرش [٥]ياسر را و مادرش سميّه و صهيب [٦]را و خبّاب را و بلال را و سالم را و ايشان را عذاب مىكردند به انواع عذاب.اما سميّه را در ميان دو شتر ببسته بودند و عذاب
[١] .قم،آط،آب+او:آج،لب+او را
[٤] [٢] .همۀ نسخه بدلها بجز قم:باشد.
[٣] .همۀ نسخه بدلها+او.
[٥] .قم:پدرش را ياسر را،آط،آب،آج،لب:پدرش را ياسر.
[٦] .قم،آط:صهبا.