روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٠ - ترجمه
وَ تَحْمِلُ أَثْقٰالَكُمْ إِلىٰ بَلَدٍ ،و اين چهارپايان رخت و بنه و بار گران شما به شهرها برند [١]كه اگر ايشان نبودندى [٢]و شما را بايستى بردن نرسيدى به آنجا [٣]الّا به جهد و رنج تن،و الشّقّ،المشقّة.عكرمه گفت:مراد به شهر،مكّه است كه بر پشت چهارپايى نهاده است.آنجا زرع و نبات و ميوه نباشد.و شقّ الشّىء،نصفه.
و نيز آيت را بر اين معنى تفسير دادند،يعنى آن به شهر نرسى و إلاّ و نيمۀ [٤]قوّت شما برود.و شقّ بفتح الشّين مصدر،شققت الشّىء شقّا،و قيل:الشّقّ و الشّقّ،لغتان كالرّطل و الرّطل و الجصّ و الجصّ.و ينشد [٥]قول الشاعر بالفتح و الكسر:
[و ذي إبل يسعى و يحسبها له
أخي نصب من شقّها [٦]و دءوب] [٧]
إِنَّ رَبَّكُمْ لَرَؤُفٌ رَحِيمٌ
، [٨]خداى تعالى بر شما مهربان و بخشاينده است بر شما [٩]كه اينهمه حيوانات براى شما بيافريد تا اين رنجها بردارد از شما و شما را اين منافع باشد در او.
وَ الْخَيْلَ وَ الْبِغٰالَ ،و اين نامى است جنس را نر و ماده و ساير انواع در او داخل باشند.و او را از لفظ او واحد [١٠]نيست و چون لفظ واحد است جمعش كنند بر خيول، و مثله:الابل و الحمير و النّساء و البقر و الرّهط. وَ الْبِغٰالَ ،استران،جمع«بغل»باشد و«حمير»اسم جنس است،همچنين [١١]خر را. لِتَرْكَبُوهٰا ،تا برنشينى،و نصب زِينَةً [١٢]،بر مفعول له است،و نيز تا شما را زينتى باشد.بعضى فقها به اين آيت تمسّك كردند در تحريم گوشت اسپ و ستر [١٣]و خر.و اين مذهب حكم است و مالك و ابو حنيفه و اصحابش.و گفتند خداى تعالى گفت:اين حيوانات ركوب و نشستن راست و آنكه در آيت اوّل گفت،خوردن راست.و اين درست نيايد [١٤]براى آنكه اين دليل
[١] .قم:مىبرند.
[٢] .آط،آز،آب،آج،لب:نبردندى.
[٣] .آط:با آنجا.
[٤] .آط،آب،آز،آج،لب:و الّا نيمۀ.
[٥] .آط،آب،آز،آج،لب:و منه.
[٦] .آج،لب:شفقها.
[٧] .اساس:ندارد،از قم آورده شد.
[٨] .آط،آب،آز،آج،لب+كه.
[٩] .جميع نسخه بدلها:ندارد.
[١٠] .قم:لفظ واحد.
[١١] .قم:هم،آط،آب،آز،آج،لب:و همچنين.
[١٢] .جميع نسخه بدلها:و زينة،نصب او.
[١٣] .جميع نسخه بدلها:استر.
[١٤] .آط،آب،آز،آج،لب:نيست.