معارف قرآن - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١١٠ - كليّات افعال الهى
مىخواست آن حقيقت و آن رابطهى حقيقى كه بين خدا و خلق وجود دارد كه مرده را زنده مىكند ببيند. مىخواست بنگرد كه خدا چه مىكند كه مرده زنده مىشود. كيفيت احياء الهى را مىخواست ببيند نه كيفيت زنده شدن مرده را، يعنى مىخواست مصداق كار خدا را بيابد؛ همانكه همه دلمان مىخواهد ببينيم تا بدانيم چه مىكند كه اين عالم به وجود مىآيد و مىچرخد و اداره مىشود؛ رابطهى خدا با خلق چگونه است؟ خداى متعال دستور داد كه چهار پرنده را بگير و سر ببر، اجزاء بدنشان را با هم مخلوق كن بعد آنها را چهار قسمت كن و هر كدام را سر كوهى بگذار بعد به آنها اشاره كن و صدا بزن تا به سوى تو بيايند. آن گاه مىبينى كه چگونه زنده مىشوند. علاّمهى طباطبايى مىفرمودند: در واقع حضرت ابراهيم(عليه السلام) مجراى احياى الهى شد يعنى خدا به وسيلهى حضرت ابراهيم اين پرندهها را زنده كرد، اين ارادهى الهى بود كه از مجراى ارادهى حضرت ابراهيم تحقق يافت و ديد كه اين ارادهى الهى چگونه تأثير مىكند، اين يك معرفت شهودى ست، اگر چنين معرفتى نصيب كسى شود آنوقت به اندازهى ظرفيت خود حقيقت فعل خدا را هم خواهد يافت، ما نبايد توقع داشته باشيم كه حقيقت رابطهى بين خدا و خلق را بشناسيم مگر تا حدى كه عقل قادر به تبيين آن است و حتماً با تنزيه يعنى اعتقاد به اينكه كار مىكند اما نه مثل كار ما، مىآفريند نه مثل آفرينش ما، مىسازد نه مثل ساختن ما، تنظيم مىكند نه مثل تنظيم ما. افعال الهى را بايد تنزيه و مبرّى كنيم از جهات نقص و عدمى كه در ما هست. اين تنزيه در كل افعال الهى مطرح است. اما در طريق اينكه معرفت ما نسبت به افعال الهى از حد ابتدايى بالا رود و تا جايى كه عقل قدرت دارد رشد كند؛ اگر حقيقت آن را (چنان كه در متن واقع هست) در نمىيابيم بدين معنا هم نيست كه عقل و فكر خود را تعطيل كنيم و بگوييم نمىدانيم. آن «نمىدانم» كه يك عالم پس از پژوهش و تحقق مىگويد: غير از «نمىدانمى»است كه يك جاهل در ابتداى كار مىگويد. ما هر چه تلاش كنيم نمىتوانيم با پاى عقل و ابزار عقل حقيقت رابطهى فعل الهى را درك كنيم ولى به اين معنا نيست كه عقل خود را در اين راه به كار نگيريم؛ زيرا مىتوانيم پيش برويم ولى به كنه آن نمىرسيم؛ تا جايى كه مىتوانيم بايد تلاش كنيم و معرفت عقلانى خود را زياد كنيم و قرآن در اين راه ما را راهنمايى مىفرمايد يعنى در موارد گوناگون كيفيت رابطهى خدا با خلق به صورتهايى بيان شده است كه اگر ما دقت كنيم و اين مسير را پيدا كنيم تدريجاً مىتوانيم معرفت خود را بالا ببريم. در پاسخ اين سؤال كه آيا خدا فقط آفرينندهى اصل جهانست يا آفرينندهى هر پديدهايست، قرآن به صراحت مىفرمايد: خدا همه چيز را آفريده است؛ هر چه