معارف قرآن - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٩٤ - كارهاى ديگر فرشتگان
زخرف / ٧٧: «وَنادَوْا يا مالِكُ لِيَقْضِ عَلَيْنا رَبُّكَ قالَ إِنَّكُمْ ماكِثُون».
و بانگ برداشتند: اى مالك (بگو) پروردگارت كار ما را يكسره كند؛ گفت: شما ماندگاريد!
امّا از مجموعه اين آيات، چيزى در مورد نوع خلقت فرشتگان به دست نمىآيد. انسان و جنّ را مىفرمايد كه از چه خلق شدهاند امّا فرشتگان را نمىگويد.
شايد بتوان استظهار كرد كه فرشتگان مادّهى قبلى ندارند امّا جنّ و انس موجوداتى جسمانى هستند كه از مادّه خلق شدهاند.
بلكه شايد هم بتوان از آيهى :
بنى اسرائيل / ٨٥: «قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي».
استظهار كرد كه روح، نه روح انسان داراى حقيقت ويژهاى است كه امر الهى است.
بر اين اساس شايد بتوان دريافت كه فرشتگان موجودهاى جسمانى نيستند و منطبق اند بر آنچه كه در فلسفه «مجرّد» مىناميم. و ممكن است مجرّد برزخى يا مجرّد تامّ عقلانى باشند؛ و يا چه بسا به حسب مراتب، فرق كنند: برخى، فرشتگان برزخى؛ مجرّد برزخى باشند يعنى شكل و قيافه داشته باشند و خواص ماده را نيز، آنطور كه در روايات آمده است كه نكير و منكر، به صورتهاى مختلف به ديدهى مرده،ظاهر مىشوند؛ و برخى نيز ممكن است مجرّد تام باشند.
بهرحال، شاهد قطعى از آيات نداريم
اگر اين شواهد ظنّى را بتوان جمع بندى كرد؛ مىتوان گفت تعبير:
فاطر / ١: «أُولِي أَجْنِحَة».
نيز در مورد فرشتگان، تعبير كنايى است همانگونه كه وقتى مىفرمايد:
فجر / ٢٢: «وَجاءَ رَبُّك».
خدايت آمد؛ تعبير آمدن در مورد خدا را با قرينه درمى يابيم كه تعبير مجازى است؛ همانطور هم «صاحبان بالها»را در مورد فرشتگان مىتوانيم گفت يعنى مراتب نزول و عروج. چون نزول از عالم بالا انجام مىگيرد و يا عروج به سوى عالم بالا؛ پس وسيلهى آن هم بايد مناسب باشد؛ نه اينكه براستى بال جسمانى مراد باشد. اگر نزول و عروج، معنوى است (كه استظهار آن بعيد نيست)؛ مىتوان گفت كه اين بالها نيز وسيلهى نزول و عروج يعنى نشانهى يارايى فرشتگان است بر نزول و عروج. آنگاه؛ مىتوان دريافت كه در داشتن اين يارايى و قدرت؛ فرشتگان با هم فرق دارند: برخى ضعيف ترند دو بال دارند و آنها كه قويترند سه بال و چهار بال و:
فاطر / ١: «يَزِيدُ فِي الْخَلْقِ ما يَشاء».