معارف قرآن - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٥٣ - خلافت الهى
آنان گفتند: آيا در آن كسى را قرار مىدهى كه فساد و خونريزى كند، درحاليكه، تو را تقديس مىكنيم و تسبيح مىگوييم. خدا فرمود: من چيزى مىدانم كه شما نمىدانيد. سپس خدا به آدم همهى «اسماء» را آموخت؛ بعد، آنها را برفرشتگان عرضه داشت و فرمود، مرا از نامهاى ايشان خبر دهيد اگر راستگويانيد. گفتند: تو منزّهى، ما دانشى نداريم جز آنچه خود به ما آموختهاى، همانا توئى داناى حكيم. به آدم فرمود: آنان را از آن نامها بياگاهان؛ و چون آدم آنان را از آن نامها با خبر ساخت؛ خدا به فرشتگان فرمود: آيا به شما نگفته بودم كه من پنهان آسمانها و زمين را مىدانم و نيز آنچه را كه آشكار يا پنهان مىكرديد؟
بارى، در آيه روشن نيست و از آن برنمى آيد كه اين اسماء چيست: اسماء خدا؟ يا مخلوقات؟ يا هر دو؟ و آيا مقصود خود اسماء است و يا مسمّاهاى آنهاست؟ و آيا اين مسمّاها ذوى العقولاند كه ضمير «عَرَضَهُم» به آنها برگشته است و يا ضمير در اينجا مجازاً به ذوالعقول برگردانده شده است؟ اين همه، سؤالهايىاست كه در آيه مطرح است كه جواب قاطعى براى آنها نداريم.
اين اسماء، چه خصوصيتى داشتند كه دانستن آنها آنقدر مهم بود؟ آيا فرشتگان مىتوانستند به آنها علم پيدا كنند يا نمىتوانستند،اگر مىتوانستند چرا خدا به آنان اين دانش را نداد و اگر نمىتوانستند، پس از آنكه آدم به ايشان خبر داد، آيا دانا شدند؟ يا نه؟ و اگر شدند؛ پس مانند حضرت آدم شدند و اينكار را خدا نيز مىتوانست انجام دهد، يعنى خدا خود آنان را بياگاهند تا ياد گيرند و لياقت خلافت خدا را پيدا كنند. و سؤالهاى ديگر... كه پاسخ به آنها بسيار مشكل است.
در روايات نيز كم و بيش اختلافهايى در بيان اين مسائل و پاسخ به آنها وجود دارد كه جمع آنها آسان نيست؛ مثلاً در برخى روايات آمده است كه اسمائى كه به آدم آموخته شد، نام تمام موجودات بود.
در روايتى ديگر آمده است كه اصحاب سر سفره بودند. كسى از معصوم(عليه السلام) مىپرسد:
ـ آن اسماء چه بود؟
ـ نام تمام موجودات، همه چيز: كوهها، ظرفها و...
ـ آيا آفتابه لگن و طشت هم جزو آنهاست.
ـ آرى.
در برخى ديگر از روايات آمده است كه اسماء چهارده معصوم(عليهم السلام) بود و ضمير «عَرَضَهُم»