معارف قرآن - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٩٠ - توحيد ذاتى ـ صفاتى ـ افعالى
الهى نيازى به ياور و كمك خارج از ذات ندارد اگر كارى به وسيلهى اسبابى انجام مىگيرد آن اسباب را هم خود خدا مىآفريند و آن را سبب قرار مىدهد، نه اينكه خدا نيازى داشته باشد به اسبابى كه خارج از ذات خود اوست و ربطى به او ندارد، و بايد آن اسباب از جاى ديگرى فراهم شود تا او بتواند كارش را انجام دهد. چنين نيست، كارهاى خدا نيازى به غير او ندارد. اگر كار به گونهاىاست كه بايد از راه سببى انجام بگيرد آن سبب را هم خود او مىآفريند و سبب قرار مىدهد. پس معناى توحيد افعالى در اصطلاح فلاسفه و متكلمان روشن شد. يك اصطلاح ديگرى هم بعضى از فلاسفهى اسلامى دارند كه به جاى توحيد افعالى، توحيد فعل مىگويند و منظور از اين اصطلاح اين است كه همهى آفريدگان خداوند با هم يك ارتباط وجودى دارند كه مجموعاً آنها را به صورت يك واحد مىگرداند. وحدتى بين تمام مراتب وجود، موجود است. با توجه به اينكه مجموع جهان از اين ديدگاه يك واحد خواهد بود، پس كارى كه از سوى خدا انجام مىگيرد، ايجاد همين جهان واحد است و در حقيقت خدا يك كار بيشتر ندارد و آن ايجاد جهان است. با تمام گُسترهى آن كه در ابعاد گوناگون و در پهنه زمان گسترده شده است، البته به اين معنى نيست كه خدا عالم را در يك لحظه آفريد و اين عالم بعد خود به خود تا پايان ادامه دارد بلكه منظور اين است كه اين جهان همانگونه كه ابعادى دارد كه با هم جمع است (يعنى طول و عرض و ضخامت) يك بُعد زمانى هم دارد و اين بُعديست از همين موجود و اين جهان را با اين بعدى كه در پهنهى زمان گسترده شده اگر نگاه كنيم يك واحد است؛ ايجاد چنين چيزى ديگر در زمان واقع نمىشود. زمان ظرف جهان است نه ظرف خدا. اين جهان را با زمانش، چه كسى مىآفريند؟ خدا. در چه زمانى؟ اين ديگر زمان ندارد. رابطهى جهان با مجموع پديدههايش در طول زمان يك رابطهى وجودىاست با خدا اما اين رابطه ديگر در ظرف زمان نيست. چنانكه در ظرف مكان هم نيست. آيا مىتوان گفت خدا جهان را در كجا آفريد؟ كجايى عالم با خود عالم است، عالم كه خلق مىشود «كجايى» هم پيدا مىشود. نمىتوان گفت خدا جهان را در كجا خلق كرد؟ اگر بگوييم «جا» چيزيست كه ابتدا خدا خلق كرد و بعد جهان را در آن آفريد؛ سؤال خواهد شد كه آنجا را در كجا آفريد؟ فرض كنيد كه فضايى باشد خالى كه آن را خدا خلق كرده باشد؛ بعد جهان را در آن بيافريند؛ سؤال مىشود كه آن فضا را در كجا آفريد؛ سرانجام به جايى مىرسد كه ديگر نمىتوان گفت اين مخلوق را در كجا آفريد «كجا» از خود مخلوق است. قبل از مخلوق «كجايى» نيست. (جاى ـ گاه) كه همان مكان و زمان است از شؤون خود جهان است. چنانكه طول و عرض و ضخامت