معارف قرآن - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٥٠ - عرش و كُرسى
«عَمَد» است. گويابدين مضمون روايتى نيز وجود دارد. برحسب اين تفسير؛ ممكن است ستون براى آسمان وجود داشته باشد امّا ديدنى نيست.
٢ ـ ترونها، جملهى معترضه است؛ يعنى خدا آسمانها را بدون ستون برفراز كرد و شما مىبينيد كه اصلاً ستونى وجود ندارد.
به هر حال، هر دو تفسير، قابل تصوّر است و ظاهراً مانعى براى تصوّر هيچيك از دو وجه وجود ندارد.
نتيجه: از نكاتى كه قرآن دربارهى آسمانها بيان كرده است، اين است كه آسمانها از سوى خدا از نابودى و سقوط حفظ مىشوند.
عرش و كُرسى
در قرآن، بجز آسمان و زمين و آنچه در بين آندو است؛ از دو موجود ديگر به نامهاى عرش و كرسى نيز نام برده شده است. در مورد كرسى؛ تنها يك آيه وجود دارد:
بقره / ٢٥٥: «وَسِعَ كُرْسِيُّهُ السَّماواتِ وَالأَْرْض».
گسترهى كرسى الهى، آسمان و زمين است.
امّا در مورد عرش، چندين آيه در قرآن آمده است.
مبحثى وجود دارد در مورد اينكه آيا عرش و كرسى يك چيز است؟ برخى احتمال دادهاند كه يك چيز است با دو نام. عرش به اعتبار دلالت براريكهى سلطنت و اورنگ قدرت؛ و كرسى، به اعتبار برترى و سرير حكمرانى و مقر فرمانروايى. هر دو تعبيرى است كنايى از مقامى كه امر تدبير جهان از آن، ناشى مىشود.
امّا آيا براستى يكى هستند يا دو تا؟ چيزى است كه دليلى قطعى از خود قرآن بر هيچكدام نداريم؛ امّا برحسب روايات متعدّد مىتوان گفت؛ كه عرش و كرسى دو چيز متفاوت هستند؛ و شايدبتوان گفت كه ظاهر قرآن هم همين است.
مبحث ديگر اين است كه عرش و كرسى چيست؟ آيا كنايه از مقام فرماندهى است يا براستى موجوداتى هستند نظير ساير پديدههاى گيهان و جهان؟
از برخى آيات شايد بتوان مدد گرفت كه منظور از عرش، همان مقام سلطنت و ربوبيّت و تدبير الهى است؛ به ويژه كه غالباً بعد از آن، لفظ تدبير يا نظاير و مصاديق آن، بيان مىشود:
يونس / ٣: «ثُمَّ اسْتَوى عَلَى الْعَرْشِ يُدَبِّرُ الأَْمْر».