معارف قرآن - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٠٣ - علائم كارها و دعوتهاى شيطان
همانا سُلطهى شيطان بر كسانى است كه او را دوست دارند. (ولايت او را بر خويش بپذيرند).
و اين حالت بر اثر نيرو گرفتن صفتهاى ناپسند و پيروى از شيطان است.
با يكبار و دوبار؛ شيطان ولىّ آدمى نمىشود؛ امّا اگر ادامه يابد؛ آنگاه شيطان تسلّط مىيابد.
اعراف / ٢٧: «إِنّا جَعَلْنَا الشَّياطِينَ أَوْلِياءَ لِلَّذِينَ لا يُؤْمِنُون».
ما شيطانها را تنها ولىّ كسانى كرديم كه ايمان ندارند.(البته پيداست كه اگر كسانى از روى جهل و قصور، ايمان نياوردند، اين آيه شامل آنان نخواهد بود.)
زخرف / ٣٦: «وَمَنْ يَعْشُ عَنْ ذِكْرِ الرَّحْمنِ نُقَيِّضْ لَهُ شَيْطاناً فَهُوَ لَهُ قَرِين».
زخرف / ٣٧: «وَإِنَّهُمْ لَيَصُدُّونَهُمْ عَنِ السَّبِيلِ وَيَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ مُهْتَدُون».
و هر كه از ياد خدا رو برتابد شيطانى بر وى بر مىانگيزيم و آن شيطان همنشين وى خواهد بود؛ آن شيطانها ايشان را از راه (حق) باز مىدارند و آنان مىپندارند كه هدايت يافتگانند.
پس، اگر كسى از نخست از روى آگاهى راه عصيان را در پيش بگيرد؛ ممكن است به آنجا برسد كه ديگر نتواند حق را از باطل باز شناسد و اين نتيجهى آن «اختيار» و «انتخاب» نادرستى است كه از نخست كرده بوده است. هنگامى كه راه پيمائى در سراشيبى شروع به دويدن مىكند، به جائى خواهد رسيد كه نمىتواند جلوى خود را بگيرد.
علائم كارها و دعوتهاى شيطان
بقره / ٢٦٨: «الشَّيْطانُ يَعِدُكُمُ الْفَقْرَ وَيَأْمُرُكُمْ بِالْفَحْشاء».
شيطان شما را از فقر مىترساند و به كار ناشايسته فرمان مىدهد. هنگامى كه مىخواهد انسان را از انفاق فى سبيل الله باز دارد، مىگويد: خرج نكن، خودت فقير مىشوى! يا براى آنكه آدمها را از جهاد باز دارد، آنان را مىترساند:
آل عمران / ١٧٥: «إِنَّما ذلِكُمُ الشَّيْطانُ يُخَوِّفُ أَوْلِياءَهُ فَلا تَخافُوهُمْ وَخافُونِ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِين».
همانا اين شيطان است كه پيروان خود را مىترساند؛ شما از آنان نهراسيد و اگر مؤمن هستيد از من بترسيد.
از علائم و قرائن وساوس شيطانى، يكى امر به فحشاء است؛ هرگاه آدمى احساس كرد كه تمايل به فحشاء دارد بداند كه وسوسهاى از شيطان است.
نور / ٢٠: «وَمَنْ يَتَّبِعْ خُطُواتِ الشَّيْطانِ فَإِنَّهُ يَأْمُرُ بِالْفَحْشاءِ وَالْمُنْكَر».
كسى كه از گامهاى شيطان پيروى مىكند؛ (بدان) كه او به كار ناشايسته و ناپسند فرمان مىدهد.