معارف قرآن - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٩٦ - توحيد ذاتى ـ صفاتى ـ افعالى
براى تقريب به ذهن مطرح مىشود.) عرفاء مىگويند وقتى انسان به عاليترين مراتب توحيد رسيد به هر چه نگاه مىكند گويى به آينه مىنگرد؛ به آينهاى كه وجود خداى متعال در آن جلوه گر است. اين كثرتهايى كه در جهان مىبيند اينها كثرتهاى آينه است. آينههاى متعدد. آن نورى كه در همهى اين آينهها جلوه گر مىشود، يك نور است خود اين آينهها نيست. اينها آن نور نيستند، بلكه اينها نمايشگر آن نورند:
نور / ٣٥: «اَللهُ نُورُ السَّمواتِ وَالاَْرْضِ مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكوة فيها مِصْباحٌ».
پس آنها به ديدهى مرآت به جهان مىنگرند و در اين آينه، جلوهگر حقيقى را ذات اقدس الهى مىبينند. اين همان مقامىاست كه سعدى اشاره مىكند.
رسد آدمى به جايى كه به جز خدا نبيند *** بنگر كه تا چه حد است مقام آدميت
اين عاليترين مرتبهاىاست كه انسان از نظر توحيد به آن نائل مىشود. همانطور كه گفته شد فهميدن آنچه اين بزرگان ادعا مىكنند و ريختن آن در قالب الفاظ و مفاهيم متعارف، كار آسانى نيست. ولى به هر حال، ما نسبت به كسانى كه عقايدشان را تبيين كردهاند و اخلاقشان، اخلاق اسلامى و رفتارشان مطابق موازين شرع بوده است؛ مىتوانيم حسن ظنى داشته باشيم كه به گزاف چنين ادعاهايى نمىكنند و چيزى را يافتهاند كه اين الفاظ از آنها حكايت مىكند هر چند حكايت نارساست. كسانى كه خودشان در كتابهايشان نوشتهاند كه خدا جسم نيست، در جسم حلول نمىكند. خدا عين خلق نيست. وقتى مىگويند ما غير از خدا نمىبينيم؛ به اين معنا نيست كه اينهايى كه مىبينيم اينها خداست. بلكه معنايش اينست كه در اين آينهها جمال محبوب خودمان را مىنگريم. كسانى كه زندگيشان سراسر بندگى و اطاعت خدا بوده است، اگر چنين ادعاهايى بكنند ما حق داريم كه با حسن ظن به آنها بنگريم و بگوييم كه سخنانشان معانى بلندى دارد كه ما درست نمىفهميم، اما نه هر آدمى لاابالى، مى گسار و بى بند و بار كه دم از عرفان مىزند. ما نسبت به چنين كسى نمىتوانيم حسن ظن داشته باشيم آن معرفت، گوهرى نيست كه به هر بى سر و پايى بدهند. دهها سال خون دل مىخواهد؛ به قول آن مرد بزرگ: كندن كوه با مژه چشم مىطلبد؛ راه سير و سلوك راهى ساده نيست؛ چنانست كه گويى كسى با مژه چشم بخواهد كوهى را از جا بركند؛ كسانى كه چنين زحماتى در راه معرفت و بندگى خدا كشيدهاند ممكن است خدا هم، حقايقى را به آنها ارائه داده باشد كه فهم ما از آنها قاصر است. در روايات هم اشارهاى به اين مطلب شده است كه حتى در ميان اصحاب پيغمبر اكرم(صلى الله عليه وآله) و ائمهى اطهار سلام الله عليهم اجمعين كسانى بودهاند كه آنچه را مىفهميدند نمىتوانستند به