معارف قرآن - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣١٩ - د شناخت انسان و ارتباط آن با احكام اجتماعى
ما نشنيدهايم كه انسانى پيامبر شود! چنانكه گفتيم، يكى از وجوه استبعاد همين بود كه: انسان لياقت اينكه به او وحى شود ندارد؛ يعنى در واقع، آنطور كه آنان از انسان شناخت داشتند، چنين لياقتى را در وى نمىديدند؛ بنابراين، اگر انسان، درست شناخته شود، از وجوه معرفت انسان يكى همين است كه: چنين لياقتى در نوع انسان، وجود دارد؛ امّا چه كسى و چند نفر به مقام نبوت، نائل مىشوند آن مسألهى ديگرى ست.
٢ ـ ارتباط انسانشناسى با معاد:
اگر انسان را داراى روحى بدانيم كه مستقل از بدن مىتواند باقى بماند؛ در آنصورت معاد، قابل قبول خواهد بود ولى اگر ما بُعدى از ابعاد وجود انسان را نشناسيم؛ مسألهى معاد اصولاً فرض معقول نخواهد داشت زيرا اگر انسان، همين بدن باشد كه با از بين رفتن، متلاشى مىشود؛ فرض اينكه بار ديگر همين انسان زنده مىگردد، فرض نامعقولى است. چون انسانى كه بعد زنده مىشود، وجود ديگرى خواهد بود. تنها فرض درستِ معاد، مبتنى براينست كه انسان وقتى مىميرد، روحش باقى بماند تا دوباره به بدن برگردد. پس، مسألهى معاد نيز مبتنى است بر شناخت حقيقت انسان كه روح اوست به عنوان موجودى قابل بقاء.
ج: انسانشناسى و ارتباط آن با مسائل اخلاقى
مسائل اخلاقى ارتباط بسيار نزديكى با شناخت انسان دارد. تا حقيقت آدمى، شناخته نشود؛ كمالاتى كه ممكن است با اخلاق پسنديده بدست آورد؛ معلوم نمىگردد و حتى معيارهاى صحيح اخلاق نيكو و تشخيص آنها از اخلاق نكوهيده، بدست نمىآيد.
د: شناخت انسان و ارتباط آن با احكام اجتماعى
همهى احكام اجتماعى اسلام از قبيل حقوق، اقتصاد، سياست و امثال آنها، با شناخت انسان ارتباط دارد زيرا تا انسان درست شناخته نشود، نيازها و روابط او، مشخص نمىشود و احكامى كه بايد براى چنين موجودى وضع گردد تا با عمل بدانها به كمال و سعادت دست يابد؛ معيّن نمىگردد.
درست است كه ما در سايهى وحى، مىتوانيم (و بايد) آنچه را خداى متعال نازل فرموده است؛ بپذيريم ولى تبيين اينها متوقّف بر شناخت ابعاد وجود آدمى (همچنان البتّه از ديدگاه وحى) است؛ بنابراين، برنامههايى كه براى شناختن انسان از سوى خداوند به وسيلهى