معارف قرآن - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٤٢٨ - شناخت هاى لازم در تعيين راه زندگى
ابدى داشته باشد يا نه؟پس ايدئولوژى مبتنى بر اين اصل نيز هست كه ببينيم انسان ميتواند زندگى ابدى داشته باشد يا نه؟
اين توضيح مختصر، از آنجهت ذكر شد كه روشن شود انتخاب ايدهئولوژى صحيح و در كنارآن تعيين خط مشى درست زندگى مبتنى بر مسألهى معاد است.
به همين روى، همهى اديان آسمانى، پيش از هر چيز و بيش از هر چيز، به مسألهى مبدأ و معاد مىپرداختهاند: ايمان بالله و باليوم الاخر. آنان علاوه بر آن كه اين اصل را، در صدر بينشهاى الهى خود قرار مىدادهاند؛ در راه تحقّق و رساندن و ابلاغ آن، رنجهاى فراوانى مىكشيدهاند.
اگر از انبياء گذشته اطّلاع فراوانى نداشته باشيم؛ از قرآن كريم و دعوت اسلام، بخوبى آگاهيم: اغلب سورههاى گوتاه قرآن در مكّه و در آغاز نزول وحى، نازل شده است؛ همه يا دستكم برخى از آيات آنها، دربارهى معاد است؛ يعنى پس از آنكه پيامبر(صلى الله عليه وآله) شعار توحيد را اعلام فرمود؛ آياتى كه نازل مىشد و بر مردم قرائت مىفرمود، حول مسألهى معاد بود. لذا تكيه بر همين امر كه براى مردم آن سرزمين و آن زمان نامأنوس بود، موجب شد كه به او تهمت جنون بزنند.
اگرچه چه سياست رهبرى در موازين اجتماعى موجود، اقتضاء دارد كه رهبر جامعه ابتداءً شعارهايى انتخاب كند كه براى اكثر مردم جالب باشد و سياستمداران در طول تاريخ چنين كردهاند امّا پيامبران برعكس، هماره بر دو مسأله كه مورد مخالفت اكثر مردم بود، تكيه مىكردند و سرسختانه پاى آن مىايستادند و با خشم و خروش بر مردم مىخروشيدند كه:
انبياء / ٦٧: «أُفّ لَكُمْ وَلِما تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ الله».
واى بر شمايان و برآنچه غير از خدا مىپرستيد!
اين كلام حضرت ابراهيم(عليه السلام) به قوم بت پرست خويش است.
كسانى كه زندگى انبياء را تحليل مىكنند، بايد به اين نكته توجّه داشته باشند كه حركت آنان، بر موازين عادى يا سياسى نبوده است بلكه رسالت الهى ويژه داشتهاند وگرنه هر عاقلى مىداند كه هركس بخواهد كسانى را دور خود جمع كند چيزى را مطرح مىكند كه آنان بپسندند.
اين هدفشان چندان غير قابل اغماض بوده است كه حتّى حاضر بودند نخست مردم را دور خود با همدلى و همراهى و همفكرى با آنان جمع كنند و سپس بگويند خدا يكى ست...
از همان نخستين لحظهى رسالت بر چيزى كه اصالت داشته و همه چيز بدان وابسته بوده است؛ تأكيد مىكردهاند: نخست توحيد و بى درنگ پس از آن، معاد.
باز مسألهى توحيد تا اندازهاى، زود پذيرتر بود زيرا حتّى بت پرستان، اصلِ پرستش را