معارف قرآن - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٨٣ - هدف آفرينش جهان و انسان
خوب، چرا سنگ و درخت براى آزمايش آفريده نشدند؟ چون موضوع آزمايش در آنها متحقق نيست پس خوبست كمى دربارهى آزمايش تأمّل كنيم: آزمايش يعنى چه؟
در عرف بدين معناست كه كسى را كه آزمايش مىكنند داراى شعور و اختيار است و بايد كارهايى را انجام دهد و كارهايى را ترك كند؛ براى اينكه روشن شود كدام را انجام مىدهد؛ زمينهاى مهيّا مىكنيم تا يكى را انتخاب كند و نيّت را به عمل آورد. مثلااگر كارمند امينى لازم است كارهايى در اختيار او مىگذاريم ببينيم امانتدارى مىكند يا نه، بايد به او ميدان داد تا بتواند دو كار متضاد بكند و يكى را انتخاب كند، البته منظور ما در اينجا از آمايش رفع جهل از خودمان است يا مثلا معلمى شاگردش را آزمايش مىكند ببيند درس خوانده يا نه كه گاهى براى رفع جهل از خود و گاهى بخاطر اين است كه سندى داشته باشد كه اگر اعتراض كرد به او بگويد اين ورقهى امتحان است.
پس اصل آزمايش عبارت است از: فراهم كردن زمينهاى براى كار اختيارى شخص تا آنچه را پنهان دارد آشكار كند يا استعدادش را به فعليت برساند، در آزمايشگاه شيمى اعمالى انجام مىشود تا معلوم شود از تركيبات چه آثارى بدست مىآيد، استعدادها به ظهور برسد و براى رفع جهل، چنين مىكنيم.
البته خداى متعال براى رفع جهل آزمايش نمىكند، خداوند، عالم بماكان و ما يكون است، به گذشته و آينده، ظاهر و باطن بطور يكسان احاطه دارد:
آل عمران / ١١٩؛ مائده / ٧؛ لقمان / ٢٣: «اِنَّ اللهَ عَليمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ».
غافر (مؤمن) / ١٩: «يَعْلَمُ خائِنَةَ الاَْعْيُنِ وَ ما تُخْفِى الصُّدُورِ».
پس اگر انسان را مىآزمايد براى رفع جهل نيست، بلكه هدف فراهم كردن زمينهاى است براى به فعليت رسيدن استعدادهاى نهانى انسان در ميدان اختيار.
بنابراين اگر خدا بخواهد انسان را بيازمايد، مفهوم آزمايش چه اقتضا مىكند؟ مقتضى اين است كه وسائلى فراهم كند تا انسان، سر دوراهى قرار گيرد و آنچه در نهانش هست به ظهور و استعدادش به فعليت برسد.
پس اين آزمايش هيچوقت خودبخود هدف نهايى نيست يا براى رفع جهل از آزمايش كننده يا شخص ديگرى است يا اينكه براى به فعليت رسيدن استعدادهاست؛ آزمايش مقدمه است نه هدف، خودش مطلوبيت ذاتى ندارد؛ بنابراين، هدف آزمايش چيست؟ آن نتيجهاى كه بر آزمايش موجود مختار مترتب مىشود اين است كه نتيجهى اختيار تحقق يابد.