معارف قرآن - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٢١ - دنباله بحث در كليّات افعال الهى
هواى مجاور همه قائماست به ذات مقدس الهى تبارك و تعالى. اين ارتباط از قبيل ارتباط بين آتش و سوزاندن نيست. اين رابطهاىاست بالاتر، عميقتر، ژرفتر كه قابل مقايسه با هيچ گونه رابطه بين دو موجود نيست. اين را خوب بايد هضم كنيم و بپذيريم كه نبايد خدا را در مؤثريّتش و در جاعليّتش مقايسه كرد با تأثير و تأثرى كه بين هر موجود ديگرى تصور مىشود. حتى وقتى كه پيغمبر يا امامى به امر خدا اعجاز مىكند، مردهاى را احيا مىكند (چنانكه حضرت عيسى بن مريم(عليهما السلام) مرده را زنده مىفرمود) حتى اين احياء انبياء و اولياء خدا با احياء الهى، زمين تا آسمان فرق دارد. يعنى استناد اين زنده كردن و آفريدن به اينها، استناد به يك واسطه است كه خود هيچ ندارد. اما استناد آن به خدا، استناد به فاعلىاست كه هستى بخش هر هستى ست. در عرض هم هيچوقت قرار نمىگيرند. در امور معنوى هم همينطور، پيغمبر را براى چه فرستاد؟ براى اينكه مردم را هدايت كند؛ خدا به پيغمبر(صلى الله عليه وآله)مىفرمايد:
قصص / ٥٦: «اِنَّكَ لا تَهْدى مَنْ اَحْبَبْتَ وَ لكِنَّ اللهَ يَهْدى مَنْ يَشاءُ». تو كه پيغمبر ما هستى، براى هدايت مردم مبعوث شدهاى اما اينطور نيست كه هر كه را دوست بدارى بتوانى هدايت كنى، اختيار دست تو نيست؛ همه چيز در اختيار تو نيست. يك قدرت محدودى در شرايط محدودى خدا به تو افاضه فرموده است همانطور كه دارى اِعمال مىكنى، قدرت خداست كه در دست تو عاريهاىاست و نه تنها تو بلكه همهى مخلوقات همينطور است؛ همه چيز از اوست و مال اوست و اختيار به دست اوست. لذا اينجور نيست كه اگر تو دلت خواست يك كسى را هدايت بكنى بتوانى او را آنطور كه دلت مىخواهد هدايت كنى. نه تنها ارادهى خداست كه هر وقت بر هر چه قرار بگيرد تخلف ندارد، اگر ارادهى تو هم در كادر ارادهى خدا قرار گرفت و شعاعى از ارادهى او بود؛ همان ارادهى خداست كه نفوذ مىكند و تحقق مىيابد. اما اگر ارادهى تو در آن كادر قرار نگرفت منشأ اثرى نمىتواند باشد. و اين حكم نسبت به هيچكس استثناء بر نمىدارد. خلاصه كنيم: رابطههايى كه بين اشياء هست تا آنجا كه ما سراغ داريم به چند صورت قابل تصور است:
١ ـ رابطهى يك معلول با اجزاء علت تامهاش: با زير مجموعههاى مجموعهى علت تامه كه هر وقت با هم اجتماع كردند و به صورت يك مجموعه در آمدند؛ آنوقت اين پديده تحقق پيدا مىكند. اين يك نوع رابطه است.
٢ ـ يك نوع رابطه هست بين اشياء با عاملهاى جانشين كه هر يك از آن دو يا چند عامل جانشين مىتوانند در پيدايش آن پديده مؤثر باشند ولى نمىتواند كه هيچكدام نباشد.