معارف قرآن - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٨٧ - ١ ـ شناخت
امانت در اين آيه، هرگونه تفسير شود بى رابطه با انتخاب و اختيار و تكليف نيست و اين همان مسؤليت آدمى در برابر خداى بزرگ است.
و امّا اينكه آيا اين امانت نتيجهى همين مسئوليت است [كه در برخى روايات به ولايت تفسير شده است][١] يا خودِ تكليف مىباشد و يا مقدّمات تكليف؛ به هر حال، با تكليف ارتباط دارد.
براى اينكه آدمى بتواند چيزى را انتخاب كند و مسئوليت آن را بپذيرد؛ شرائطى لازم است كه نخستين آن، اينست كه شىء مورد تكليف را «بشناسد» و بداند كه نسبت به آن، چه مسئوليتى دارد، دو ديگر اينكهگرايشهاى متضادّى در زمينهى آن فعل داشته باشد تا زمينهاى براى انتخاب و اختيار، فراهم شود. سه ديگر اينكه: قدرت و يارايى تصميمگيرى و انتخاب، داشته باشد تا بين گرايشهاى متضاد، يكى را انتخاب كند.
چهارم اينكه: آنچه را انتخاب مىكند، بتواند به مراحلهى عمل در آورد يعنى شرائط انجام فعل و قدرت عمل كردن به آن، براى وى، آماده باشد.
مايههاى سه شرط از اين مقدّمات از استعداد شناخت و تمايلات و نيروى تصميمگيرى و انتخاب، همه، در نهاد انسان به طور فطرى قرار داده شده است؛ امّاشرايط عمل مربوط به خارج از وجود انسان است. بايد در خارج شرائطى فراهم باشد [علاوه بر ابزار عمل و دست و پا و ساير وسائل كه در انسان هست] تا انسان بتواند كارى را انجام دهد. بنابراين، جا دارد كه ما در مورد مايههاى فطرى خداداد و كيفيّت به فعليّت رسيدن آنها، بحث كنيم:
١ ـ شناخت
گفتيم اولين شرط، علم و ادراك و به تعبير ديگر، شناخت است.
در قرآن، در اين مورد، آيات چندان فراوان است كه بحث در مورد يكايك و جمع آنها، بسيار طولانى خواهد شد.
پس، مىكوشيم تا مهمترين مباحث را در زمينه شناخت، از ديدگاه قرآن، بررسى كنيم.
روشنترين آياتى كه در زمينهى «علم» وجود دارد و بويژه با اختيار و مسئوليّت انسان، رابطه دارد، اين آيات است:
انسان / ٢: «إِنّا خَلَقْنَا الإِْنْسانَ مِنْ نُطْفَة أَمْشاج نَبْتَلِيهِ فَجَعَلْناهُ سَمِيعاً بَصِيرا».
[١] تفسير نورالثقلين ج ٤ ص ٣٠٩ـ٣١٤